تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
يائير جلعادى [ 1 ] از سبط منسى پسر يوسف زمام كارها به دست گرفت . او بيست و دو سال در اين كار ببود همهء فرزندان خود را به داورى بنى اسرائيل گماشت ، و پسران او قريب به سى تن بودند . چون يائير هلاك شد بنى اسرائيل طغيان كردند و به پرستش بتان گراييدند ، خداوند ، فلسطينيان و بنى عمون را بر آنها مسلط ساخت و آنها هجده سال بنى اسرائيل را مقهور خود ساختند . پس تدبير كارها را يفتاح از سبط منسى به دست گرفت . يفتاح از بنى عمون براى هر نخلى مالياتى طلبيد و بنى عمون امتناع كردند . از سيصد سال پيش پادشاهى در ميان بنى عمون بود . ميان بنى اسرائيل و بنى عمون نبرد درگرفت بنى اسرائيل پيروز شدند و بيست و دو قريه را به تصرف آوردند . سپس با سبط افراييم نبرد كردند . آنان خود را از ديگر بنى اسرائيل دور نگه مىداشتند . يفتاح آنان را به اتحاد و دخول در جماعت دعوت كرد . يفتاح شش سال داورى نمود . در عهد او بلاد يونان دچار قحطى بزرگى شد و بيشترشان از گرسنگى هلاك شدند . چون او بمرد ابصان از سبط يهودا از بيت لحم كار داورى به دست گرفت و گويند كه او جد داود بود و گويند كه جد داود بوعز پسر سلمون پسر نخشون پسر عميناداب پسر رام پسر حصرون پسر فارص [ 2 ] پسر يهودا بود . و اين حصرون جد كالب پسر يفنه است كه بعد از يوشع به داورى پرداخت . و نخشون سرور بنى يهودا بود آنگاه كه با موسى از مصر بيرون آمده بودند . و در تيه هلاك شده بود . پسرش سلمون با يوشع وارد اريحا شده بود و او در بيت لحم چهار ميلى بيت المقدس سكونت گزيد . اوروسيوس گويد : در روزگار ابصان ، ملك سريانيان منقرض شد و نيز گتها خروج كردند و با نبطيان جنگها نمودند . ابصان هفت سال داورى كرد و چون بمرد ايلون از سبط زبولون به جايش نشست و ده سال داورى كرد و چون بمرد عبدون پسر هليل [ 3 ] از سبط افراييم هشت سال داورى كرد . ابن عميد گويد : نام او عكرون پسر هليان بوده است . او را چهل پسر و سى نواده بود . اروسيوس گويد : در ايام او شهر طرونه پايتخت روميان لاتينى ويران شد ، آن را روميان گركى [ 4 ] در فتنه‌اى كه ميانشان بر پا شده بود ويران كردند . چون عبدون بمرد ، او را در زمين افراييم در جبال عمالقه دفن كردند . ميان بنى اسرائيل بعد از او اختلاف افتاد و به پرستش بتان پرداختند و خداوند ، فلسطينيان را بر آنان مسلط ساخت كه به مدت چهل سال مقهور فرمان ايشان بودند . شمشون پسر ما نوح از سبط دان آنها را نجات بخشيد . او را به خاطر نيرويى كه در دستهايش بود شمشون نيرومند و شمشون جبار مىگويند . او بزرگ سبط خود بود . داورى بنى اسرائيل را ده يا بيست سال به عهده داشت ، نبردهاى او با فلسطينيان بسيار است . يك بار بر او چيره شدند و به
هامش
[ ( 1 ) ] يائير پسر كلعاد . [ ( 2 ) ] بارص . [ ( 3 ) ] هلال . [ ( 4 ) ] غريقى .