داود شهر صهيون را بنا كرد و در آن جاى گرفت و در مكان خيمهاى كه تابوت عهد را در آن گذاشته بودند و بدان نماز مىخواندند خواست مسجدى بسازد ، ولى خداوند به دانيال نبى زمان او وحى كرد كه داود اين مسجد را نخواهد ساخت بلكه پسرش آن را خواهد ساخت و پادشاهى او دوام خواهد يافت و داود از اين خبر خشنود شد .
پس ابشالوم پسر داود به جانبدارى از برادر خود ناتان [ 1 ] برادر ديگر خود امئون [ 2 ] را بكشت و گريخت . اما داود از او دلجوئى كرده او را باز گردانيد و خون برادرش را هدر ساخت و بار ديگر او را بر مردم داورى داد . چهار سال بعد از آن بار ديگر ابشالوم سر به شورش برداشت و ديگر اسباط بنى اسرائيل با او هم داستان شدند . او به اطراف شام پيوست و برخى گويند به خيبر و اعمال آن از بلاد حجاز پيوست ، و بار ديگر ساز نبرد كرد و داود او را به هزيمت داد .
موآب وزير داود او را يافت و در حالى كه بالاى درختى گريخته بود به قتلش آورد . در اين هزيمت بيست هزار تن از بنى اسرائيل كشته شدند . سر ابشالوم براى داود فرستادند ، داود سخت اندوهناك شد و بر او گريست . اما اسباط او را دلدارى دادند و خواستار خشنودى او گشتند ، داود از آنها خشنود شد و آنها از داود خشنود شدند . پس بنى اسرائيل را شماره كردند هزار هزار و صد هزار ( يك ميليون و صد هزار ) تن بودند و سبط يهودا بيش از چهار صد هزار تن بود .
اما داود كه بنى اسرائيل را بدون اذن خداوند شماره كرده بود مورد عتاب واقع شد . اين عتاب پروردگار را ، بعضى از پيامبران زمان او به او خبر دادند .
پادشاهى داود همچنان بر دوام بود و از جانب پروردگارش پى در پى به او وحى و سورههاى زبور نازل مىشد داود به او تار و مزامير تسبيح مىكرد و بيشتر مزامير منسوب به او همان تسبيحات او هستند . داود بر سبط لاوى كه عهدهدار كوهنى بود مقرر داشت كه در برابر تابوت عهد هر ساعت دوازده كوهن با مزامير او خداوند را تسبيح گويند . چون چهل سال از پادشاهىاش سپرى شد ، فرزند خود سليمان ( ع ) را ولى عهد خود گردانيد . ناتان نبى و صادوق كه از احبار بودند او را مسح كردند : مسح تقديس . داود سليمان را به بناى بيت المقدس وصيت كرد و جان تسليم نمود . او را در بيت لحم به خاك سپردند .
انبياء معاصر او ناتان و كاد و آصاف بودند و كوهن بزرگ ابىياثار [ 3 ] پسر اخيملك [ 4 ] بود كه پس از عيلى همان كوهنى كه در زمرهء داوران از او نام برديم آمد و پس از ابىياثار صادوق بود .
پس از داود سليمان ( ع ) پادشاه بنى اسرائيل شد . به هنگام جلوس بيست و دو سال داشت . سليمان كشورش را بسط داد . و بر امتهاى ديگر غلبه يافت و بر همهء پادشاهان ممالك
هامش
[ ( 1 ) ] ماتان .
[ ( 2 ) ] امئون .
[ ( 3 ) ] افيثار .
[ ( 4 ) ] اخليج .