سيسرا فرا خواند او از جنگ سرباز زد مگر آنكه آن زن نيز با او باشد . دبورهء كاهنه با بنى اسرائيل همراه شد . در اين نبرد بنى اسرائيل كنعانيان را منهزم كردند و فرماندهشان سيسرا كشته شد .
و آن زن با همكارى شويش باراق [ 1 ] پسر ابى نوعم چهل سال زمام امور قوم را به دست گرفت .
اوروسيوس گويد : همزمان با او نخستين پادشاهان لاتينى روم در انطاكيه ، بنقش پسر شطونش ( ؟ ) بود و او پدر قيصرهاست . پس دبوره وفات كرد و بنى اسرائيل به هرج و مرج دچار شدند و باز به كفر خود بازگشتند و خداوند ، اهل مدين و عمالقه را بر آنها مسلط ساخت .
طبرى گويد : فرزندان لوط كه در سرزمين حجاز مىبودند ، هفت سال بر بنى اسرائيل فرمان راندند . پس در ميان آن قوم گدعون پسر يواش ، از سبط منسى [ 2 ] پسر يوسف دعوى پيامبرى كرد .
( گدعون به فتح كاف نزديك به جيم و سكون دال بىنقطه بعد از آن و عين بىنقطهء مضموم نزديك به تلفظ و او بعد از آن نون ) و به تدبير امورشان پرداخت . بنى مدين را دو پادشاه بود ، يكى زبح [ 3 ] و ديگر صلمونع [ 4 ] . او لشكر خود را به سردارى عوديف و زديف بر سر بنى اسرائيل كشيد ، بنى اسرائيل آهنگ مقابله كردند گدعون ساز نبرد كرد و بنى مدين منهزم شدند و اموال بسيار به دست بنى اسرائيل افتاد . در ايام گدعون اينچنين پايدار در دين ماندند و مدت چهل سال بر هر دشمنى غلبه مىكردند . گدعون را هفتاد پسر بود ، در عهد او شهر طرسوس بنا گرديد . جرجيس بن عميد گويد و ملطيه نيز . چون گدعون بمرد پسرش ابيملك [ 5 ] كارها را به دست گرفت مادرش از مردم شكيم [ 6 ] بود يا نابلس . اينان او را به مال مدد كردند و او همه برادران خود را بكشت . پس مردم شكيم - خويشاوندان مادرش - در حكومت با او به منازعه برخاستند . نبرد ميان ابيملك و آنان به درازا كشيد به هنگام محاصرهء يكى از باروهاىشان از سنگى كه زنى از فراز بارو بر سرش زد كشته شد . او به سلاحدار خود گفت :
تو مرا بكش تا نگويند كه به دست زنى كشته شد . و اين واقعه در سال سوم امارت او بود .
بعد از او كارها به دست طولاع پسر فواه پسر داود از سبط يساكار افتاد ( طولاع به طاء نزديك به تاء ضمه نزديك به واو پس لام الف ، سپس عين ) . طبرى گويد : طولاع پسر دايى ابيملك يا پسر عموى او بوده است .
مىگويم : ظاهرا پسر دائى او بوده ، هر دو از يك سبط نبودهاند . ابن عميد گويد : او از سبط يساكار بود و همراه ديگران از جبل افرائيم فرود آمده بود . از اينجا - و خدا داناتر است - در نسب او اختلاف مىشود . بارى بيست و سه سال كارها را به دست گرفت .
اوروسيوس گويد : در زمان او از پادشاهان لاتينى روم در شهر طرونيه بر مامش پسر نبقش پادشاهى مىكرد ، و سى سال پادشاهى كرد - و ما از آن ياد كرديم - چون طولاع بمرد
هامش
[ ( 1 ) ] بارق .
[ ( 2 ) ] منشى .
[ ( 3 ) ] رابح .
[ ( 4 ) ] صلمناع .
[ ( 5 ) ] ابو مليح .
[ ( 6 ) ] سخام .