ترتيب داد . مسعودى ، بعد از دلوكه هشت تن ديگر از پادشاهان را كه همه نامهاى غير عربى دارند بر مىشمارد و در هشتمين مىگويد كه او فرعون اعرج ( شل ) است كه بنى اسرائيل از ستم بختنصر به او پناه جستند . اما بختنصر به مصر داخل شد و او را بكشت و هياكل صابئان را ويران ساخت و براى خود و فرزندش آتشكدهها بنا كرد .
در تواريخشان آمده است كه ابن عبد الحكم گفت : اين دلوكهء پير زال همان است كه برابى را در مصر تجديد كرد . و زنى به نام تروره را كه جادوگر زمانش بود فرا خواند ، جادوگران اين زن را بزرگ مىداشتند او در وسط شهر منف بربى بزرگى از سنگ برآورد و صورت هر حيوانى از گويا و ناگويا در آن تصوير كرد . و هر چه آسيب كه به آن تصويرها وارد مىآمد به مثال او كه در خارج بود نيز وارد مىآمد . و بدين شيوه ، راه بر دشمنانى كه قصدشان مىكردند بربستند زيرا داناترين مردم به جادوگرى بودند . دلوكه تا آنگاه كه پسرى از فرزندانشان به نام دركوس پسر ملوطس [ 1 ] به حد رشد رسيد و او را به پادشاهى برداشتند به مدت بيست سال پادشاهى كرد . و با آن پادشاه نيز چهارصد سال بزيست تا آنگاه كه بمرد . پس از او پسرش بورس [ 2 ] پسر دركوس [ 3 ] و بعد از او ففامس [ 4 ] پسر بورس [ 5 ] و بعد از او دينا پسر بورس و پس از او نماريس [ 6 ] پسر دينا پادشاهى كردند . پس مردم عليه او طغيان نمودند و او را كشتند و يكى از اشراف خود به نام بلوطيس پسر مناكيل را حكومت دادند و حكومت او چهل سال مدت گرفت و بلوطيس پسر خود مالوس را به جانشينى خود برگزيد و بمرد مالوس پادشاهى به برادر خود مناكيل پسر بلوطيس داد و او پسرش بركه پسر مناكيل را . بركه صد و بيست سال پادشاهى كرد . و او همان فرعون اعرج است كه مردم بيت المقدس را به اسارت گرفت و گويند كه از سلطنت خلع شد .
ابن عبد الحكم گويد : بعد از او پسرش مرينوس پسر بركه پادشاهى يافت و او پسر خود فرقون پسر مرينوس را جانشين ساخت . فرقون شصت سال پادشاهى كرد و سپس هلاك شد و بعد از او برادرش نقاس پسر مرينوس پادشاهى يافت . و چون چيزى از آن بربىها تباه مىشد هيچ كس را ياراى اصلاح آن نبود مگر مردى از ذريه آن پيرزال جادوگر كه آنها را درست كرده بود از اين رو چون در روزگار نقاس ذريهء او منقطع شد بربىها نيز از ميان رفتند و مردم به پادشاهى كه در دست آنها بود طمع ورزيدند ، نقاس بمرد و پسرش قوميس پسر نقاس مدتى پادشاهى راند . پس بختنصر بيت المقدس را بگرفت و بنى اسرائيل را سركوب نمود و به اطراف پراكنده ساخت و جمعى را كشت و شهر را ويران ساخت گروهى از آنها به مصر پناهنده شدند و قوميس آنها را پناه داد . بختنصر از پى آنها لشكر روانه كرد قوميس به نبرد با او برخاست ، اما
هامش
[ ( 1 ) ] دركون بطلوس .
[ ( 2 ) ] برديس .
[ ( 3 ) ] دركون .
[ ( 4 ) ] يقاس .
[ ( 5 ) ] نقراس .
[ ( 6 ) ] استمارس .