تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

خبر از قبطيان و آغاز ملك و دولت آنان و احوال و انساب ايشان

اين امت كهنترين امتهاى جهانند و مدت پادشاهيشان از همه امتها طولانىتر بوده است ، و به سرزمين مصر و حوالى آن اختصاص دارند . پادشاهيشان از آغاز تا آنگاه كه اسلام به سرزمينشان درآمد و ملك از آنان بستد همچنان دوام داشت . در اين مدت همواره پيروزمند بوده‌اند مگر گهگاه كه برخى از معاصرانشان كه بسط قدرت مىداده‌اند چون عمالقه و ايرانيان و روميان و يونانيان بر آنها تاخت و تازى مىكرده‌اند و مصر را از دستشان به در مىكرده‌اند ولى پس از چندى بار ديگر خود به حكومت باز مىگشته‌اند تا آنگاه كه در دولت اسلام به كلى منقرض شدند . در زبان قديم پادشاهان مصر را فرعون مىخواندند و چون زبان مصريان ديگرگون شد معنى اين واژه هم ناشناخته مانده . چنان كه زبان حميرى با زبان مضرى و زبان سريانى به رومى تبديل شده است . نسب قبطيان چنان كه مشهور است به حام پسر نوح مىرسد و مسعودى مىگويد به بيصر پسر حام ، پسر نوح . در تورات از بيصر پسر حام نامى به ميان نيامده ، بلكه فرزندان او را مصرايم و كوش و كنعان و فوت ذكر كرده . سهيلى گويد : آنها از فرزندان كنعان پسر حام‌اند زيرا چون مصريان را نسبت دهند مىگويند : مصر پسر نبيط يا مصر پسر قبط پسر نبيط از فرزندان كوش پسر كنعان . و او روسيوس گويد : قبطيان از فرزندان قبط پسر لايق پسر مصراند . اسرائيليان مىگويند آنها از نسل فوت پسر حام‌اند و بعضى گويند از فرزندان كفتوريم بن قبطقايين - يعنى قبط - هستند . مسعودى گويد : بيصر پسر حام در ايام نمرود ، برادرزاده خود كنعان را به حكومت مصر فرستاد . او در آنجا دعوى استقلال كرد و پسرش مصر را جانشين خود ساخت . چون پادشاه نو كشورش تا اسوان و يمن و عريش وايله [ 1 ] و فرسيسه [ 2 ] گسترش يافت همه را به نام خود مصر
هامش
[ ( 1 ) ] ايليه . [ ( 2 ) ] فرسيه .