پى افكند . و مسلمانان از شهرى كه مقوقس در آن سكونت داشت به فسطاط آمدند و آن شهر كم كم ويران شد . با مردن مقوقس و ويران شدن آن شهر دولت قبطيان هم به پايان آمد .
فرزندان آن خاندان تا اين زمان باقى ماندهاند و از آنجا كه در امر خراج و جمع آورى اموال و حساب غنايم مهارت و كفايتى دارند در دولت اسلامى عهدهدار اين گونه امور شدهاند . و بعضى از آنها اسلام آوردند و در دستگاه دولت اسلام به مقامى شامخ رسيدند و مخصوصا در امور مالى كه در ديار مصر مقامى همتاى مقام وزارت دارد ، استادى به خرج دادند . و تا به سلطان تقرب جويند خود عهدهدار اين امور مىشدند و در دولت ، صاحب جاه و نفوذ گشتند و از ميانشان مردان بسيار و صاحبان بيوتات برخاستند . سلطان نيز كارگزاران خود را تا به امروز تنها از ميان آنها برمىگزيند . بيشترشان تا به امروز مسيحى هستند و در نواحى صعيد و ديگر بلاد به كشاورزى مشغول . و اللّه غالب على امره .
اقليم مصر در ايام قبطيان و فراعنه همه سدها و پلها بود . آب نيل را از روى حساب و تدبيرى خاص نگه مىداشتند و هر گونه كه مىخواستند روان مىساختند در كرانههاى نيل از بالا تا پائين ، ميان اسوان و رشيد همه باغها بود . در شهر منف و عين شمس آب را از روى حساب و اندازهء معلوم در خانهها و حياطها جارى ساخته بودند . همهء اينها را عبد الرحمان بن شماسه كه از نيكان تابعان صحابه است نقل كرده و گفته است كه از يكى از مشايخ مصر شنيده . گويند كه شهر عين شمس مكان هيكل خورشيد بوده . در آنجا از بناها و ستونها و تفرجگاهها چيزهايى بود كه در شهر ديگرى نظير آن نبود . من مىگويم كه در مكان آن امروز دهى است پيوسته به قاهره موسوم به مطريه و ساكنان آن همه مسيحى هستند . و گويند شهر منف تا آنگاه كه بختنصر آن را در عهد دولت قوميس بن نقاس ويران كرد ، پيش از فراعنه و بعد از آنها تختگاه پادشاهان بوده . و فرعون در شهر منف جاى داشت . شهر را هفتاد دروازه بوده و با روى شهر را از آهن و مس ساخته بودهاند . چهار نهر از زير تختش مىگذشته .
ابن خرداد به در كتاب المسالك و الممالك گويد : در ازاى شهر دوازده ميل بود و ميزان خراج مصر هفتاد هزار هزار دينار فرعونى از قرار هر دينار سه مثقال ، بوده . و مصر را به نام مصر پسر بيصر پسر حام ناميدهاند . و گويند كه او با نوح در سفينه بوده است . نوح در حق او دعا كرد و خداوند او را در اين سرزمين جاى داد و فرزندان او را افزون ساخت . طول مصر از برقه است تا ايله و عرض آن از اسوان است تا رشيد و مردمش بر كيش صابئان بودند . و روميان كه بعد از قسطنطين آنجا را تصرف كردند دين مسيح را رواج دادند چنان كه ملتهاى مجاورشان از جلالقه ، و صقالبه ، و بر جان ، و روس ، و قبط و حبشه و نوبه نيز به اين دين درآمدند و از دين صابئان و تعظيم هياكل و پرستش بتان باز ايستادند . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: ابن خلدون
ص٨٢