تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ناميد . سرزمين مصر از جنوب به نوبه و از مشرق به شام و از شمال به درياى زقاق و از مغرب به برقه محدود بود و نيل در آن جارى بود . مصر عمر دراز كرد تا فرزندش بزرگ شد . و پس از خود پادشاهى را به پسر بزرگ خود قبط بن مصر كه او را ابو الاقباط گويند سپرد . مدت پادشاهى مصر به دراز كشيد و او را چهار پسر آمد : قبط بن مصر و اشمون بن مصر سپس صا و سپس برادر ديگرشان اتريب . مصر سرزمين خود را ميان پسرانش تقسيم كرد و چون قبط بزرگترين آنها بود فرزندان ديگر برادران را نيز به او نسبت دادند و همه را قبطى خواندند . مسعودى آنگاه نامهايى را نقل مىكند همه غير عربى و به خاطر غير عربى بودنشان از ضبط اصلى دور افتاده‌اند ، كتابهاى اصلى هم كه در دسترس ماست از صحت بدورند . آنگاه شش تن از آنها را كه پس از اتريب آمده‌اند نام مىبرد و مىگويد : فرزندان بيصر پسر حام افزون شدند و در دام معاصى افتادند و زنان بر آنان فرمانروا گشتند ، وليد بن دومع پادشاه عمالقه از شام بر سرشان لشكر كشيد و سرزمينشان را تصرف كرد و اينان طوق انقياد بر گردن نهادند . اما ابن سعيد از كتب مورخان مشرق نقل مىكند كه مصر پسر خود قبط را پادشاهى داد و پس از قبط برادرش اتريب به پادشاهى رسيد . و نيز گويد كه در ايام قبط ، شداد بن مداد بن شداد بن عاد به مصر لشكر كشيد و سرزمينهاى ناحيهء سفلا را تصرف كرد و قبط در اين جنگها كشته شد . پس اتريب قوم خود را گرد آورد و از بربرها و سياهان مدد گرفت تا اعراب را به شام باز پس راند . اتريب همه ملك مصر را در تصرف درآورد و شهرى را كه به نام اوست بنا كرد و نيز شهر عين شمس را بساخت . بعد از او برادرش بودشير ، پسر قبط به پادشاهى رسيد و او بود كه هرمس مصرى را به كوه قمر فرستاد و او از آنجا همراه با جريان نيل به درياچهء بزرگ كه چشمه‌هاى نيل در آن مىريزند رسيد . بودشير بلاد واحه‌ها را آبادان ساخت و همه اهل بيت خود را بدانجا آورد . پس از او پسرش عديم پسر بودشير به پادشاهى رسيد سپس پسرش شدات بن عديم ، سپس پسرش مندوش بن شدات . او شهر عين شمس را آبادان ساخت . اين خاندان را در جادوگرى آثارى شگرفت است . بعد از او مقلاوش ( ؟ ) پسر مقناوش ( ؟ ) به پادشاهى رسيد . او پرستش گاو آغاز نهاد و از گاو تنديسهاى زرين ساخت و چون به هلاكت رسيد پسرش مرقيش پادشاه شد ، عمويش اشمون پسر قبط بر او چيره شد و ملك از او بستد و شهر اشمون را بنا كرد . پس از اشمون ، پسرش اشاد پسر اشمون به جايش نشست و پس از او عمويش صا پسر قبط پادشاهى يافت و شهرى به نام خود بنا كرد ، پس از او ندراس به حكومت رسيد و او مردى حكيم بود ، هيكل زهره را او بساخت و بختنصر ويرانش كرد . بعد از او پسرش ماليق پسر ندراس پادشاه شد او كيش صابئان را رها كرد و به توحيد گرويد . و بلاد بربر و اندلس را در تصرف آورد و با فرنگيان به نبرد برخاست . پس از او نوبت پادشاهى به پسرش حربيا رسيد او از توحيد به كيش صابئان بازگشت . و با بلاد هند و سودان و شام جنگ كرد پس از او پسرش كلكى زمام پادشاهى به دست گرفت . كلكى را