قبطيان حكيم ملوك نامند . او هيكل زحل را بنا كرد . و امور كشور را به برادرش ماليا سپرد و خود به عشرت پرداخت . پسرش خرطيش كه مردى سفاك بود او را به قتل آورد . و قبطيان مىگويند او فرعون معاصر با ابراهيم خليل ( ع ) بوده است . و او نخستين فراعنه است .
چون خرطيش دست به قتل نزديكان خود گشود دخترش حوريا او را زهر داد و بر تخت پادشاهى سرزمين قبطيان نشست . ابراحس كه از فرزندان عمويش اتريب بود ، به خلاف او برخاست و حوريا در اين نبرد پيروز شد . و ابراحس به شام گريخت و از كنعانيان يارى خواست پادشاه كنعانيان سردار خود جيرون را به مصر فرستاد . چون به نزديكى مصر رسيد حوريا به پيشبازش رفت و بدان شرط كه ابراحس را بكشد و شهر اسكندريه را بنا كند او را وعدهء ازدواج داد او نيز چنين كرد ولى حوريا چندى بعد جيرون را به زهر بكشت . از آن پس كار ملك بر او قرار گرفت و منارهء اسكندريه را بنا نهاد حوريا ، دليقيه دختر عموى خود با قوم را به جانشين خود نامزد كرد . ايمن كه از نسل اتريب بود به طلب خون خويشاوند خود ابراحس بر سر او لشكر كشيد و از پادشاه عمالقه وليد پسر دومغ - كه به هنگام ذكر عمالقه از او ياد كرديم پيوست و از او يارى خواست و همراه او سرزمين مصر را تصرف كرد .
پس نقراوس زمام امور قبطيان را به دست گرفت و غرق در شهوات و لذات شد . از فرزند خود فوطيفار خواست كه وزارت او را به عهده گيرد و او نيز به عهده گرفت . و يوسف به يارى وحى و هندسه شهر فيوم را براى او بنا كرد . زمين فيوم همه باتلاق بود يوسف آنجا را خشكانيد و به عدد روزهاى سال روستاها ساخت . او يوسف را بر خزائن خود گماشت . پس از او دارم بن ريان به پادشاهى نشست قبطيان او را ويموص نامند . يوسف به وصيت پدر ويموص به تدبير امور او نيز مشغول شد . يوسف در زمان او وفات كرد . او نيز سيرت ديگرگون ساخت و در نيل غرقه گشته هلاك شد . پس از او پسرش معدانوس پسر دارم پادشاهى يافت . او رهبانيت اختيار كرد ، پسر خود كاشم را به جانشينى خود برگزيد او بنى اسرائيل را فرمانبردار قبطيان كرد .
حاجبش او را كشت ، پسرش لاطش را به جاى او نشاند . چون لاطش لهو و نوشخوارى پيشه ساخت حاجب او را نيز برانداخت و ديگرى از نسل ندراس به نام لهوب بر جاى او نشاند .
او ستمگرى پيشه نمود . قبطيان مىگويند كه لهوب فرعون معاصر با موسى ( ع ) بوده است .
اما مورخان مىگويند كه او وليد بن مصعب بوده و پيشهء نجارى داشته كم كم حالش ديگرگون شد و نقيب نگهبان گرديد تا كارش به وزارت كشيد و سپس زمام امور به دست گرفت . و اين با آنچه در كتاب اول آورديم بعيد مىنمايد .
مسعودى گويد : فرعون موسى از قبطيان بود . و چون او هلاك شد قبطيان از پادشاهان شام بيمناك شدند و زنى دلوكه نام را كه از خاندان شاهى بود بر خود پادشاه كردند . او كسى است كه بر گرداگرد مصر باروئى كشيد كه به حائط العجوز « باروى پيرزال » شهرت يافت ، زيرا آنقدر بناى آن مدت گرفت كه دلوكه پير شد . نيز در مصر برابى و براى آب نيل مقياسها
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: ابن خلدون
ص٧٩