تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

بنى اسرائيل خبر از بنى اسرائيل و نبوت و پادشاهى ايشان و غلبه آنها بر سرزمين مقدس در شام و كيفيت تجديد دولتشان پس از انقراض

آنگاه كه از ابراهيم ( ع ) و فرزندان او سخن مىگفتيم در باب يعقوب پسر اسحاق و قرار گرفتن با فرزندانش - اسباط - در مصر سخن گفتيم و گفتيم كه يعقوب را خداوند در تورات اسرائيل ناميده است . ايل در لغت آنها به معنى بنده است و كلمه‌اى كه پيش از آن آمده يكى از اسماء و صفات خداوند عز و جل است ، و عجمان مضاف را بعد از مضاف اليه مىآورند [ 1 ] . چون خداوند ، جان پيامبر خود يعقوب را در مصر بستد صد و هشتاد و هفت سال از عمر او رفته بود ، يعقوب وصيت كرد كه او را در كنار پدرش اسحاق به خاك سپارند ، يوسف از فرعون خواست كه اجازت دهد و فرعون اجازت داد ، و دولتمداران خود را فرمان داد تا همراه او شوند پس جنازهء يعقوب را به فلسطين حمل كردند و آن را در مقبرهء پدرانش به خاك سپردند و اين مقبره همان است كه ابراهيم از كنعانيان خريده بود . يوسف به مصر بازگشت و تا پايان عمر در آنجا بود و چون مرگش فرا رسيد وصيت كرد كه جسد او را در مصر به خاك سپارند و هر گاه قوم رهسپار ارض ميعاد يا ارض مقدس گرديدند ، آن را با خود ببرند . سبطها در مصر ماندند و زاد و ولد كردند و شمارشان افزون شد تا آنجا كه قبطيان به هراس افتادند و آنها را بردهء خود ساختند . در تورات آمده است كه فرعونى كه بعد از يوسف بر تخت نشست به مقام يوسف در دولت پدران خود آگاهى نداشت ، بنى اسرائيل را به بردگى گرفت ، اما كاهنان دربارى گفتند كه نبوت در بنى اسرائيل آشكار مىشود و ملك تو به دست آنها برخواهد افتاد ، پدرانشان نيز به آنها چنين بشارتى داده‌اند . فراعنه كوشيدند تا با كشتن
هامش
[ ( 1 ) ] اسرائيل : كسى كه بر خدا مظفر گشت . قاموس كتاب مقدس . به استناد به آيه 28 از سفر پيدايش بخش 32 .