كما لا يدفع هنا محذور عدم الالتزام به
بل الالتزام بخلافه
لو قيل بالمحذور فيه حينئذ ايضا الا على وجه دائر لان جريانها موقوف على عدم محذور فى عدم الالتزام اللازم من جريانها و هو موقوف على جريانها بحسب الفرض
شرح
حكم ظاهرى است به واسطه اصول پس اگر التزام واجب باشد در حكم ظاهرى است نه در حكم واقعى علاوه بر آنكه التزام به يكى از واقع حكمين منافات با حكم ظاهرى ندارد كما آنكه گذشت
قوله كما لا يدفع هنا الخ اين كلام رد است بر قول مرحوم شيخ انصارى كه فرموده اصول موضوعيه جاريه در اطراف علم اجمالى موضوع حكم برداشته مىشود تعبدا و بعد از آنكه موضوع برداشته شد حكمى نيست كه واجب باشد التزام به آن مثلا اگر زوج شك كند كه آيا نذر كرده و طى زوجه خود را يا نذر ترك و طى نموده امر دائر است بين وجوب وطى و حرمت او در اين مورد اصالة الاباحة مىرساند كه زوجه مورد وجوب و حرام نيست بعد از آنكه موضوع حرمت و وجوب برداشته شد يعنى شرعا نذرى نبوده وجوب التزام به آن بطريق اولى برداشته مىشود
قوله بل الالتزام الخ يعنى لازمه جريان اصول التزام بخلاف حكم واقعى است به اين معنى و طى كه يا واجب يا حرام است واقعا التزام به اباحه آن شويم
قوله لو قيل بالمحذور فيه الخ اگر گفته شود كه محذورى و مانعى در جريان اصول در اطراف علم اجمالى