المثلين او الضدين .
قلت لا بأس به اجتماع الحكم الواقعى الفعلى بذاك المعنى اى لو قطع به من باب الاتفاق لتنجز مع حكم آخر فعلى فى مورده بمقتضى الاصل او الامارة او دليل اخذ فى موضوعه الظن بالحكم بالخصوص به على ما سيأتى من التحقيق فى التوفيق بين الحكم الظاهرى و الواقعى .
شرح
حكم فعلى اين قسم جعل حكم نيست مگر آنكه مستلزم است اجتماع مثلين يا ضدين را مثل قطع كه گذشت .
جواب آنكه مانعى ندارد اجتماع حكم واقعى فعلى با حكم فعلى آخر البته حكم واقعى فعلى به اين معنا كه اگر قطع پيدا بكند مكلف آن حكم فعلى واقعى منجز مىشود ولى واجب نيست براى مولى كه رفع موانع از عبد كند كما آنكه گذشت .
پس مانعى ندارد به مقتضاى اصل يا اماره يا دليل گرفته بشود ظن در موضوع مثل خودش يا ضد آن بنا بر آنچه كه مىآيد از تحقيق توفيق جمع بين حكم ظاهرى و واقعى انشاءالله تعالى و مختصرا آن را ما قبلا بيان نموديم در همين بحث .
مخفى نماند احكام ظن موضوعى چه تمام موضوع باشد چه جزء موضوع چه على نحو صفت خاصه باشد و چه نحو كشف .
چهار قسمى كه بيان نموديم اينها براى تشريح ذهن است و ظن موضوعى بنا بر قول بعض اعلام اصلا در احكام شرعيه نداريم و آنچه را كه ذكر شده است كه گمان كردهاند ظن موضوعى است تمام آنها ظن طريقى است نظير ظن معتبرى كه در سفر ضرر دارد كه اين موارد لازم است صلاة تمام باشد و همچنين ظن به ضررى كه در روزه هست كه آنجا لازم است افطار و همچنين ظن در عدد ركعات يا ظن به عدالت شخصى على قول يا ظن بدخول وقت در جائى كه در آسمان علتى باشد