مثل الحكم المظنون او ضده به مكان من الامكان .
شرح
در اين حال يا على نحو صفت خاصه گرفته شده است يا على نحو طريقيت و كاشفيت آن چهار قسمى كه براى قطع موضوعى بيان نموديم و اشكالى كه در قطع موضوعى على نحو كاشفيت و طريقيت در تمام موضوع در قطع نموديم در ظن تمام موضوع على نحو طريقيت وارد است ولى آن مواردى كه در قطع موضوعى صحيح نبود بعض موارد آنها در ظن موضوعى صحيح است چون مرتبهء حكم ظاهرى در ظن محفوظ است و قطع بخلاف واقع مكلف پيدا نمىكند
اما آن مواردى كه صحيح نيست مثل آنكه ظن را بوجوب صلاة جمعه قيد يا جزء وجوب صلاة جمعه شود مثل آنكه مولا بفرمايد اگر ظن بوجوب صلاة جمعه پيدا كردى واجب است بر تو صلاة جمعه چون ظن در اين مورد متعلق آن وجوب است كه قبلا بايد باشد و فرض آنست كه وجوب صلاة شرط آن ظن به صلات است اين همان دورى است كه در قطع موضوعى بيان نموديم جزء يا قيد خود حكم مىشود
قوله مثل الحكم المظنون او ضده به مكان من الامكان الخ اما مثل حكم مظنون در متعلق ظن گرفته شود مثل آنكه مولى بفرمايد اگر گمان بوجوب صلاة جمعه پيدا كردى واجب است بر تو نماز جمعه كه در اين مورد مثل حكم ثابت شده است . البته قبلا گذشت كه در اين موارد تأكيد دو وجوب است به يك وجوب نظير صلاة ظهر كه واجب ديگرى برآن وارد شود از جهت نذر يا غيره اما ضد آن حكم مثل آنكه مولى بفرمايد اگر گمان كردى بوجوب صلاة جمعه حرام است بر تو صلاة جمعه در اين دو مورد را مصنف مىفرمايد ممكن و صحيح است و لازم نمىآيد اجتماع مثلين يا اجتماع ضدين به جهت آنكه دو مرتبه است مرتبهء واقع كه ظن به آن تعلق گرفته است و متعلق ظن است و مرتبه ظاهر كه حكم ظاهرى است و اجتماع ضدين يا مثلين در جائى است كه در يك مرتبه واقع