تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
كما لا ريب فى عدم قيامها به مجرد ذلك الدليل مقام ما اخذ فى الموضوع على نحو الصفتية من تلك الاقسام بل لا بدّ من دليل آخر على التنزيل فان قضية الحجية و الاعتبار ترتيب ما القطع بما هو حجة من الآثار لا له بما هو صفة و موضوع . ضرورة انه كذلك يكون كسائر الموضوعات و الصفات .
شرح
اين قولى است كه نسبت بمرحوم شيخ انصارى اعلى اللّه مقامه الشريف داده‌اند

[ مدرك آنكه قطع موضوعى جاى طرق و امارات واقع نمىشود به مجرد حجيت ]

قوله كما لا ريب فى عدم قيامها الخ در طرق و امارات بيان نموديم كه اين‌ها جاى قطع طريقى را مىگيرند كما آنكه مصنف آن را بيان نمود و اما طرق و امارات جاى قطع موضوعى كه نحو صفت خاصه باشد به مجرد دليل اعتبار طرق و امارات كافى نيست بلكه دليل ديگرى مىخواهد چون دليلى كه اثبات نموده است كه طرق و امارات به منزلهء قطع مىباشد اثبات مىكند كه آثار قطع را بايد ثابت كرد يعنى آثار واقعى نه آنكه اثبات كنند نفس صفتيت قطع را چون اثبات نفس قطع نظير صفات خارجيه ديگر مىباشد مثل عدالت و شجاعت و سخاوت پس تعبد شارع مقدس به آنكه ظن قطع است ممكن نيست مگر آثار قطع ثابت شود نه خود قطع براى ظن . و حاصل آنكه دليل حجيت طرق و امارات اثبات مىكند كه آثار قطع ثابت است در اين مورد نه اثبات خود قطع را بنمايند كه آن بدليل ديگرى بايد ثابت شود مثل عرفى ساده اگر گفتند اگر شير خشت پيدا نشد برگ چغندر جاى آن باشد معناى آن آنست كه خواص و آثار شير خشت را فى الجملة برگ چغندر دارد نه آنكه برگ چغندر شير خشت است . قوله ضرورة انه الخ يعنى گرفتن قطع على نحو صفة خاصه در اين حال يك موضوعى از موضوعات