تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
لا يماثله و لا يضاده كما اذا ورد مثلا فى الخطاب انه اذا قطعت بوجوب شىء يجب عليك التصديق بكذا تارة بنحو يكون تمام الموضوع بان يكون الموضوع بان يكون القطع بالوجوب مطلقا و لو اخطأ موجبا لذلك و اخرى بنحو يكون جزئه و قيده بان يكون القطع به فى خصوص ما اصاب موجبا له و فى كل منهما يؤخذ طورا بما هو كاشف و حاك عن متعلقه و آخر بما هو صفة خاصة للقاطع او المقطوع .
شرح
يا ضد آن حكم يا مثل آن حكم يا خلاف آن حكم و هريك از اين چهار صورت يا جزء موضوع است يا تمام موضوع و باز هريك از اين‌ها يا گرفته شده است بنحو طريقيت يا بنحو صفتيت كه اين اقسام صحيح و غير صحيح شانزده صورت پيدا مىكند و همين قسم در آنجائى است كه در موضوع شرعى گرفته شود يا در نفس همان حكم يا در مثل آن حكم يا در ضد آن حكم يا در خلاف آن حكم و در تمام اين چهار صورت يا قطع جزء موضوع است يا تمام موضوع و ايضا در تمام حالات يا بنحو صفتيت گرفته شده است يا بنحو طريقيت كه در موضوع ايضا شانزده صورت تصوير دارد كه ممتنع آنها در حكم يا در موضوع بتدريج در بيانات آينده معلوم مىشود كما لا يخفى اما اگر قطع گرفته شود در نفس حكم پس ممكن نيست بجهة آنكه قطع و علم عرضى است براى متعلق خود و اگر گرفته شود در متعلق خود لازم مىآيد تقدم آن بر خود و اين دور باطل است چون حكم كه معروض است توقف دارد بر عرض كه قطع باشد و قطع كه عارض است توقف دارد بر معروض پس در تمام اقسامى كه قطع گرفته شده است در نفس حكم خود باطل است چون دور لازم مىآيد قوله لا يماثله و لا يضاده الخ اما قطع گرفته شود در مثل آن حكم مثل آنكه مولى بفرمايد اذا قطعت بوجوب