شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 49
الامر الثالث انه قد عرفت ان القطع بالتكليف اخطأ او اصاب يوجب عقلا استحقاق المدح و الثواب او الذم و العقاب من دون ان يؤخذ شرعا فى خطاب . و قد يؤخذ فى موضوع حكم آخر يخالف متعلقه . ششم آنكه عمل را انجام مىدهد باحتمال اينكه معصيت نباشد و بااينحال خوف از معصيت هم دارد مثل آنكه اراده آشاميدن آب مخصوص دارد كه احتمال مىبرد كه آن خمر باشد به اميد آنكه آن مايع خمر نباشد كما لا يخفى [ امر سوم قطع به تكليف چه به خطا برود يا ثواب عقلا استحقاق مدح و ثواب يا ذم و عقاب است ] قوله الامر الثالث انه قد عرفت ان القطع بالتكليف الخ قبلا شناختى كه قطع به تكليف سواى آنكه به خطا برود يا ثواب باشد و بواقع برسد اين قطع سبب مىشود كه عقلا قاطع استحقاق مدح و ثواب را دارا باشد در امتثال و اطاعت مولى و همچنين قطع قاطع موجب ذم و عقاب مىشود براى صاحب خود در جاى مخالفت اين در جائى است كه قطع گرفته نشود در حكمى يا موضوعى از احكام شرعيه بلكه مجرد طريق الى الواقع مىباشد سواى آنكه مطابق واقع باشد يا مخالف و اين قسم قطع را قطع طريقى مىنامند قوله و قد يؤخذ فى موضوع حكم آخر الخ مخفى نماند كه قطع دو قسم داريم قطع طريقى و قطع موضوعى قطع طريقى همان قسمى است كه بيان نموديم و فقط موضوع است براى حكم عقل چه ثواب بقاطع بدهند يا عقاب . قطع موضوعى اقسامى دارد چه ممتنع و چه صحيح به جهت آنكه قطع موضوعى يا در حكم شرعى گرفته مىشود يا در موضوع شرعى مثل خمر معلوم و يا حرمت معلوم آن اول كه در حكم شرعى گرفته مىشود يا در نفس همان حكم گرفته مىشود