بما حاصله انه لولاه مع استحقاق العاصى له يلزم اناطة استحقاق العقوبة بما هو خارج عن الاختيار من مصادفة قطعه الخارجة عن تحت قدرته و اختياره مع بطلانه و فساده .
اذ للخصم ان يقول بان استحقاق العاصى دونه انما هو لتحقق سبب الاستحقاق فيه و هو مخالفته عن عمد و اختيار و عدم تحققه فيه لعدم مخالفته اصلا و لو بلا اختيار بل عدم صدور فعل منه فى بعض افراده بالاختيار كما فى التجرى بارتكاب ما قطع انه من مصاديق الحرام كما اذا قطع مثلا بان مائعا خمر مع أنّه لم يكن بالخمر فيحتاج الى اثبات ان المخالفة الاعتقادية سبب كالواقعية الاختيارية كما عرفت بما لا مزيد عليه
شرح
قوله حاصله انه لولاه الخ دليل مرحوم سبزوارى آنست كه اگر عقاب در اين چهار قسمى كه بيان نموديم براى آن شخص باشد كه خمر واقعى را آشاميده است لازم مىآيد علت عقاب و سبب آن چيزى باشد كه خارج از اختيار مكلف باشد چون بعد از اينكه هر دو قطع دارند به اينكه آن مايع خارجى خمر است مطابق بودن قطع آنها يا خارج يا مطابق نباشد تحت اختيار مكلف نيست بلكه بيان نموديم كه قاطع التفات به اينكه قطع او مطابق واقع است يا نه ندارد بلكه در تمام حال مقطوع را مىبيند .
قوله اذ للخصم ان يقول بان استحقاق الخ مصنف جواب مىدهد كه مدرك ايشان را ممكن است رد كنيم به اينكه عقابى كه بيان شد فقط مستحق آن كسى است كه خمر واقعى را آشاميده است بدون خمر خيالى چون سبب عقاب آن مخالفت واقعى است كه از روى عمد و اختيار صادر شده است از مكلف و آن ديگر خمر خيالى را آشاميده است عقاب ندارد چون