شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 39
. . . . . . . . . . من جمله از آيات « إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً » و آيهء ديگر « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » و امثال اين آيات شريفه در قرآن زياد است ، كما لا يخفى . [ جواب رواية الشقى شقى فى بطن أمه به روايت ديگر كه مفسر آن مىباشد ] اما جواب از جهت سنت و اخبار در ميان روايات ما روايات متواتره داريم كه نظر جبريها و تفويضيها خطا و باطل است و روايات ثابت مىكند كه ما مختار در عمل هستيم اضافه بر اينكه اگر سعادت و شقاوت ذاتى انسان باشد يا علت تامه در انسان باشد و ممكن نباشد آن را تبديل كردن به ديگرى دعا كردن و طلب توفيق از خدا و طلب حسن عاقبت و اينكه خدا او را سعيد قرار دهد لغو محض است و بىفايده است و مجرد لقلقه لسان است چون بنا بر حرف شما اگر دعا هم بكند بىفايده است و محال است ذات را تغيير دهد اگر ذات او سعيد است و لو دعا هم نكند سعيد است و اگر ذات او شقى است همچنين ممكن نيست شقاوت را به سعادت مبدل كند . و اما روايتى كه مرحوم آخوند در طلب و اراده بيان نموده است در صحيحه كنانى آمده است از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه مىفرمايد الشقى من شقى فى بطن أمه السعيد من سعد فى بطن أمه . و روايت ديگر الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة البحار ج 5 ص 153 كه امثال اين روايات ، ظاهر آنست كه سعادت و شقاوت دو صفت ذاتى انسان مىباشند و البته اگر ذاتى شد تغيير آنها ممكن نيست . جواب از اين روايات آنست كه اينها يك ظهورى بيشتر ندارد نظير عمومات و مطلقات و مخصصات و مقيداتى كه مقدم مىداشتيم آنها را از جهت آنكه آنها اظهر بودند يا نص در معناى خود بودند . از اين جهت مخصصات و مقيدات مقدم بر عمومات و مطلقات مىباشند و اينها