تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
. . . . . . . . . .
شرح
بر مولى سواى آنكه تجرى او مطابقه واقع باشد و واقعا حكم الهى را مخالفت نموده يا آنكه فقط حكم خيالى را مخالفت نموده باشد . پس همچنانى كه مخالفت واقعى سبب عقوبت آن تجرى عبد است بر مولى همچنين است در تجرى يعنى در جائى كه حكم خيالى را مخالفت نموده باشد و در اين حال اگرچه فعل به اختيار مكلف نيست چون التفات بقطع خود ندارد كما آنكه گذشت الا آنكه اين فعل خارجى بواسطهء سوء سريرهء عبد است و خبث باطنى او مىباشد بحسب نقصان آن و اقتضاى استعداد آن ذاتا و امكانا . وقتى مطلب بسوء سريره رسيد و منتهى شد امر به آن اشكال برداشته مىشود و سؤال منقطع مىشود كه چرا آن خوبست و ديگرى بد به جهت آنكه ذاتيات ضرورى است ثبوت آن براى شىء و به اين بيان ما ايضا منقطع مىشود . سؤال كه چرا اختيار كرده است كافر كفر را و عاصى عصيان را و همچنين منقطع مىشود و جاى سؤال نيست كه چرا مطيع و مؤمن اطاعت و ايمان را قبول نموده است به جهت اينكه اين سؤال مساوى با اين سؤال است كه چرا حمار ناهق است و انسان ناطق است . و بالجمله تفاوت افراد انسان در قرب و بعد ذات اقدس الهى سبب استحقاق نار و دركات آنست و اين قرب و بعد الهى سبب تفاوت افراد بشر مىشود و در رسيدن به شفاعت يا نرسيدن به شفاعت و تفاوت آنها در قرب و بعد ذاتى است و الذاتى لا يعلل كما آنكه بيان نموديم . مخفى نماند بر آنكه ظاهر كلام مصنف آنست كه سعادت و شقاوت بشر ذاتى است و ذاتى لا يعلل و ممكن نيست تغيير داده شود و ما جواب مصنف را در طلب و اراده قريب پنجاه صفحه داريم در جبر و تفويض و غيره و فعلا آنچه كه محل حاجت است بيان در ذاتى بودن سعادت و شقاوت است و اعاده مختصر گذشته