تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
و هى التى كانت اكبر من الجهاد لا النظر و الاجتهاد و الا لادى الى الهداية مع أنّه يؤدى الى الجهالة و الضلالة الا اذا كانت هناك منه تعالى عناية . فانه غالبا بصدد اثبات ان ما وجد آبائه عليه هو الحق لا بصدد الحق فيكون مقصرا مع اجتهاده و مؤاخذا اذا اخطأ على قطعه و اعتقاده .
شرح
در راه ما البته هدايت به راه حق مىشود و جاهل قاصر ممكن نيست جواب آنكه مراد از مجاهده جهاد با نفس مىباشد كه اول تخليه و دور كردن صفات رذايل است از آن مثل كبر و غرور و بخل و غيره و بعدا تحليه و وارد كردن فضائل است در آن و اين معنى مجاهدة است كه اكبر از جهاد است مثل تحصيل تواضع و عفت و سخاوت و غيره نه آنكه نظر و اجتهاد در اصول دين باشد و الا بعض موارد اجتهاد و نظر موجب هدايت است و بعض ديگر موجب ضلالت و جهالت است كما آنكه در بعضى فلاسفه ديده شد مگر آنكه خداى تعالى عنايتى فرمايد اسأل اللّه ان يوفقنا لما يحب و يرضى قوله فانه غالبا بصدر اثبات ان ما الخ قبلا بيان شد كه تبعيت آباء و اجداد جبلى اكثر مردم مىباشد و اولاد غالبا بصدد اثبات آنچه را كه آباء و اجداد بوده‌اند مىباشند و اثبات مىكنند آن را كه حق است كما آنكه در اكثر دينها چه حق باشد و چه باطل همين معنى است نه آنكه اولاد بصدد اثبات حق باشند در جائى كه تبعيت آباء و اجداد مىكنند در عقيده مقصرند و معاقبند و لو اجتهاد در آن عقيده نموده باشند و قطع به آن عقيده پيدا كنند چون مقدمات قطع تقليدى بوده است و تحقيق آن نشده است و قطع آنها خطا رفته است در اعتقاد از اين جهت مؤاخذند كما لا يخفى .
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 356 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى