او امر آخر مما دل الشرع على وجوب معرفته و ما لا دلالة على وجوب معرفته بالخصوص لا من العقل و لا من النقل كان اصالة البراءة من وجوب معرفته محكمة و لا دلالة لمثل قوله تعالى و ما خلقت الجن و الانس الآية و لا لقوله صلّى اللّه عليه و آله و ما اعلم شيئا بعد المعرفة افضل من هذه الصلوات
شرح
كه در خبر است و مكلف ممكن نيست براى او اداء شكر تمام نعمتها و همچنين لازم است معرفت انبيا و نبوت خاصه عليهم السلام به جهتى كه آنها واسطه نعمت پروردگار و آلاء او مىباشند براى بندگان بلكه لازم است معرفت امام عليه السلام بر وجه صحيح معناى وجه صحيح .
كما آنكه از مصنف بيان شده است امامت مثل نبوت است منصب الهى است در تعيين آن ذات اقدس الهى مىباشد همچنانى كه در زبدة العلوم در باب امامت ما هم همين وجه را بيان نموديم كه امامت مثل نبوت است و فرقى كه بين آنها مىباشد وحى به امام نازل نمىشود پس عقل مستقل است بوجوب معرفت نبى وصى او براى اداء شكر بعض نعمتهاى الهى و به جهت دفع ضرر متحمل در ترك معرفت كما آنكه گذشت و واجب نيست عقلا معرفت غير آنچه را كه ذكر كرديم الا آنكه مواردى كه واجب است شرعا آنها از چيزهائى كه وجوب شرعى دارد ولى صحيح نيست امامت است كه عامه قائلند كه آن از فروع دين است و لازم است نصب امام براى اقامه حدود و تأمين بلاد و غيره .
مخفى نماند عدل كه از اصول مذهب است داخل صفات ثبوتيه مىباشد و اما معاد بنا بر قول مصنف بدليل شرعى است نه عقلى كما آنكه ذكر نكرد آن را و گذشت كه آن بدليل عقلى است .