شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 350
نعم يجب تحصيل العلم فى بعض الاعتقادات لو امكن من باب وجوب المعرفة لنفسها كمعرفة الواجب تعالى و صفاته . اجمالا و همچنين عقد قلب و انقياد داشته باشد آنچه را كه واقع مىباشد نه آنچه را كه مظنون است از اين جهت كه ممكن است احتياط در اعتقاديات بعلم اجمالى ادله انسداد در آنها جارى نيست بخلاف عمليات و در فروع دين كه در آنجا چارهاى نيست مگر عمل به ظن با جريان مقدمات انسداد در آنها كما آنكه گذشت . [ وجوب معرفة اللّه براى اداء شكر منعم و دفع ضرر است ] قوله نعم يجب تحصيل العلم فى بعض الخ . بله واجب است بر هر مكلفى تحصيل علم تفصيلى در بعض اعتقادات اگر ممكن باشد و مكلف قاصر نباشد كما آنكه مىآيد بيان آن وجوب تحصيل علم معرفت نفسى است نه مقدمى باشد مثل معرفت واجب الوجود تعالى و صفات ثبوتيه و سلبيه آن مثلا آنكه انه واحد قديم عالم قادر . و حاصل آنكه علم بان الواجب الوجود المستجمع به تمام الكمالات المنزه عن جميع نقايص كافى است و لازم نيست علم تفصيلى در آنها چون دليل برآن نداريم مخفى نماند وجوب واجب الوجود آيا وجوب آن عقلى است يا شرعى است عدليه قائلند كه وجوب آن عقلى است و اشاعره قائلند كه وجوب شرعى است و خلاف آن مبنى است بر خلاف ثبوت قاعده تحسين و تقبيح عقلين بنا بر ثبوت اين قاعده كما آنكه حق همين است و عدليه برآن مىباشند وجوب معرفة اللّه عقلى است به جهت آنكه شكر منعم وجوب آن عقلى است و يا آنكه وجوب معرفة اللّه به جهت رفع احتمال ضرر است بر مكلف و دفع ضرر محتمل عقلى بلكه فطرى است كه اين معنى در حيوانات هم محقق است . از كلمات مصنف و غيره استفاده مىشود كه وجوب معرفت يا من باب شكر منعم است و يا من باب دفع ضرر متحمل و حق آنست كه وجوب شكر منعم براى