تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
. . . . . . . . . .
شرح
اما امر اول آيا ظنى كه لازم است اتباع آن در حال انسداد عقلا در فروع عليه كه مطلوب در آن فروع اولا عمل بجوارح و اعضاء بدنى مىباشد آيا آن ظن انسدادى لازم است تبعيت آن در اصول اعتقاديه كه مطلوب در آن عمل جوانحى و اعتقاد و قلبى مىباشد و عقد قلب و انقياد در آنها لازم است . مخفى نماند اعتقاد به شىء غير از عقد قلب و انقياد به آن شىء مىباشد چون اعتقاد عبارت است از معرفت انسان شىء را و علم به آن و رومى كه عقد قلب و انقياد باشد عبارت است از بناء برآن و انقياد آن معلوم و آنكه آن را انكار و جحد و وقف و تامل نكند و بين اين دو عموم من وجه است چون مشركى كه اعتقاد به حق دارد و عقد قلب برآن ندارد در اين مورد علم هست ولى عقد قلب نيست كما آنكه كسى كه مىداند فساد عقيده خود را و بااين‌حال انقياد دارد و بناء برآن معلوم مىگذارد در آن مورد عقد قلب و انقياد هست ولى اعتقاد نيست و در جائى كه جمع مىشوند هر دو در شخص مؤمنى است كه اعتقاد دارد به حق و عقد قلب و انقياد برآن معتقد خود دارد و على كل حال در اصول دين علاوه بر علم لازم است عقد قلب و انقياد برآن اگر لازم نباشد انقياد عقد قلب لازم مىآيد اسلام زياد از كفار مثل ابليس و فرعون و ابى جهل و امثال آنها از كفار و معاندين از اين جهت خداى تعالى مىفرمايد در سوره نملفَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَو همچنين آيه ديگر قوله تعالىيَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ . *و قولهيَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهااز اين آيات استفاده مىشود كه يك دسته از كفار علم به حق و باسلام داشته‌اند و جحد و انكار آن اسلام را مىنمودند يعنى انقياد و عقد قلب بمعتقد خود نداشتند و همان دليل عقلى كه حاكم است بر لزوم معرفت آن دليل حاكم است بر لزوم انعقاد و عقد قلب