خاتمة يذكر فيها امران استطرادا الاول هل الظن كما يتبع عند الانسداد عقلا فى الفروع العملية المطلوب فيها او لا العمل بالجوارح يتبع فى الاصول الاعتقادية المطلوب فيها عمل الجوانح من الاعتقاد به و عقد القلب عليه و تحمله و الانقياد له او لا .
شرح
و همچنين طهارت ثلاث وضوء و غسل و تيمم و امثال آنكه امر داير است بين وجوب آنها يا حرمت آنها و اصل عدم ضرر در اين موارد موجب وقوع مكلف است در ضرر كثيرى از موارد و مىدانيم كه شارع مقدس راضى بجريان اصل در اين موارد نيست چون اهميت دارد ضرر و ظن به ضرر در اين موارد از قبيل نجاست و طهارت نمىباشد كه اهميت نداشته باشد و از جهت ديگر واجب نيست احتياط در اين موارد چون مستلزم عسر و حرج است در وضوء و غسل و امثال آن يا اصلا ممكن نيست احتياط عقلا چون امر دائر است در اين موارد بين وجوب وضوء يا حرمت آن كما آنكه گذشت پس چارهاى نيست در اين موارد كه عمل به ظن شود در سقوط تكليف همچنان كه در اصل احكام شرعيه عمل مىشود فافهم .
مخفى نماند جريان شبه مقدمات انسداد در جائى است كه نفس ظن يا خوف از ضرر كه احتمال آن باشد موضوعيت نداشته باشد براى حكم كه اگر هركدام از اينها موضوعيت براى حكم داشته باشند بلكه نفس احتمال عقلائى خوف موضوع است براى آن موارد مذكوره در اين مواردى كه ذكر شد محتاج بجريان شبه مقدمات نمىباشيم و اثبات موضوعيت ظن يا احتمال عقلائى خوف در فقه ثابت مىشود كما لا يخفى .