تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
. . . . . .
شرح
مثل قيام كه تعظيم براى شخصى واقع مىشود در وقتى عنوان تعظيم بر او منطبق است كه التفات بقيام داشته باشد و به قصد تعظيم قيام كند و همچنين قيامى كه براى توهين واقع مىشود كه در تمام حالات چه تعظيم و چه توهين اگر التفات نداشته باشد بقيام خود تعظيم و توهين واقع نمىشود . پس فعل بايد اختيارى مكلف باشد تا حسن و قبح بر او مترتب شود عقلا . و اما فعلى كه متعلق بقطع است مكلف التفات به آن ندارد يعنى التفات به صفت و موصوف هر دو ندارد بلكه تمام التفاتش بمقطوع و موصوف و واقع مىباشد و هيچ التفاتى به صفت آنكه قطع است ندارد مكلف و هر صفتى كه موجب حسن و قبح مىشود بايد اختيارى مكلف باشد و الا اگر اختيارى نباشد حسن و قبحى برآن مترتب نمىشود عقلا كما آنكه گذشت بيان آن . مثلا اگر عبدى در حال نوم و خواب توهينى كرد بمولى يا احسانى كرد چون فعل در حال خواب اختيارى مكلف نيست حسن و قبحى برآن مترتب نمىشود . مخفى نماند اختيارى بودن قطع براى مكلف و التفات به آن داشتن اجمالا از چيزهائى است كه شبهه‌اى در آن نيست و هر قاطعى التفات اجمالى به قطعش دارد بلكه التفات تفصيلى هم ابتداء بقطع دارد و بعد از آن التفات بمقطوع و واقع پيدا مىكند نظير استعمال الفاظ است در معانى كه التفات اجمالى به آنها مىباشد بلكه تفصيلى به آنها دارد متكلم و لذا اگر لفظ غير فصيح را آورد يا غلط عوض و تبديل مىكنند آن را از اين بيان ظاهر شد اشكال در قول مصنف كه قطع التفات به آن ندارد قاطع مخفى نماند بر آنكه وجوهى بيان نمودند براى حرمت فعل متجرى به شرعا ولى ما بيان نموديم كه فعل هر حكمى از احكام شرعيه داشته باقى است و مصلحت و مفسده آن بواسطهء قطع عوض نشده است