اللهم الا ان يمنع عن ذلك و ادعى عدم الكفاية فيما علم بصدوره او اعتباره من تلك الطائفة او ادعى العلم بصدور اخبار اخر بين غيرها فتأمل .
و ثانيا بان قضيته انما هو العمل بالاخبار المثبتة للجزئية او الشرطية دون الاخبار النافية لهما .
شرح
ضعيف مىشود كما آنكه علم باعتبار خبر چون عمل شده به آن معتبر است و لو سند ضعيف باشد .
و حاصل آنكه علم اجمالى كه در تمام اخبار مىباشد منحل مىشود آن علم به اخبارى كه يقين داريم صادر شده از ائمه با علم باعتبار آنها داريم و هركدام از اينها به قدر كفايت است براى انحلال علم اجمالى و غير آنها خارج است از اطراف علم اجمالى و شبهه بدوى مىشود كما آنكه گذشت اشارهء به آن در تقريب وجه اول
قوله اللهم الا ان يمنع الخ يعنى منع شود از انحلال علم اجمالى و ادعا شود كه كفايت نمىكند در آن مواردى كه علم بصدور اخبار داريم يا علم باعتبار آنها داريم براى انحلال علم اجمالى يا ادعا شود كه ما علم داريم بصدور اخبار ديگرى از ائمه اطهار عليهم السّلام در بين غير آن اخبارى كه در كتب اربعه مىباشد فتأمل -
قوله و ثانيا بان قضيته الخ اشكال دومى كه مرحوم شيخ بر اين دليل نموده است آنست كه عمل به اخبارى كه مثبت جزئيت است يا شرطيت عمل مىشود ولى اخبارى كه نافى جزئيت يا شرطيت مىباشد آنها سبب نمىشود كه عمل نكردن به آنها موجب شود كه آن حقائق از حقيقت خود برون روند مصنف مىفرمايد