تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
الشرط هو نفس تحقق النبأ و مجىء الفاسق به كانت القضية الشرطية مسوقة لبيان تحقق الموضوع .
شرح
بيان تحقق موضوع باشد مثل آنكه بگويند ان رزقت ولدا فاختنه و يا آيه شريفهوَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُوإِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهاكه مفهوم ندارد

[ اشكالات آيه نبأ بر حجيت خبر واحد و رد آنها ]

بنا بر آنچه كه مرحوم شيخ نقل كرده است موضوع در آيه شريفهإِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍدر واقع آن مىشود مجىء الفاسق بنبإ موجب للتبين مثل زيد قائم مىشود و مفهوم ندارد و يا مفهوم آن سالبه بانتفاء موضوع باشد مثل آنكه در واقع اين عبارت مىشود نبأ الفاسق ان جيء به يجب التبين عنه اگر موضوع به اين بيانى كه نموديم باشد مفهوم ندارد كما آنكه گذشت . مخفى نماند در هر كجائى كه قضيه شرطيه مفهوم دارد حكم مفهوم با منطوق مناقض يكديگر مىباشند مثلا اگر گفتيم ان جاءك زيد فاكرمه مفهوم آن آنست كه ان لم يجيء زيد فلا يجب اكرامه و در هر قضيه‌اى كه از موضوع آن گرفته مىشود لازم است به حال خود باشد و تمام خصوصيات موضوع آورده شود از شرط موضوع و زمان آن و مكان و غيره در تمام خصوصيات مفهوم و منطوق متحد باشد مگر در حكم نه آنكه آن را تغيير دهيم . و در آيه شريفه ظاهر آن آنست كه آوردن فاسق خبرى را اين موضوع است و لذا فتبينوا جزاء شرط واقع مىشود و صحيح نيست يك جزء موضوع را اصل موضوع قرار دهيم كما آنكه مصنف بيان نمود كه نبأ تمام موضوع است بلكه نبأ جزء موضوع است و اصل موضوع مركب است از آوردن فاسق نبأ را قوله فافهم شايد اشاره به همين باشد كه شرط نبأ تنها نيست بلكه نبئى كه فاسق مىآورد آن را . و لذا بعدا فرمود نعم لو كان الشرط هو نفس تحقق النبأ يعنى اگر شرط در آيه شريفه‌اى كه مىآورد آن را فاسق باشد كما آنكه ظاهر آيه شريفه همين است در اين حال قضيه براى تحقق موضوع است و مفهوم ندارد .