و اما عن الاجماع فبان المحصل منه غير حاصل و المنقول منه
شرح
چيزهائى كه موافق مذهب شيعه نيست و اين روايات زياد است لكن فعلا در كتب اربعه و نظائر آن قليل و كم است چون اخبار آنها مهذب و پاك شده است .
وجه سوم آنكه حمل شود اخبار ناهيه در صورت تعارض و در بعض آنها قرينه بر اين بيان ما مىباشد و استفاده مىشود از آنها حجيت خبر واحد فى حد نفسه .
وجه چهارم آنكه اخبار ناهيه مطلق است و شامل مىشود خبر موثق و غير موثق و صحيح و غيره و ادلهاى كه اثبات مىكند حجيت خبر واحد را آن خبر خاص است كه موثق باشد نه آنكه اثبات كند حجيت خبر واحد را مطلقا و از اين جهت ادلهاى كه اثبات مىكند حجيت خبر موثق را تخصيص مىدهد آن اخبار ناهيه را .
پنجم جواب ديگرى كه از آيات ناهيه بيان شد در اخبار ناهيه مىآيد و آنكه سيرهء عقلا بر حجيت خبر واحد موثق من باب عمل بعلم است و اصلا موضوعا خارج است از عمل به ظن و سيرهء عقلا حكومت دارد بر اخبار ناهيه كما آنكه گذشت .
مخفى نماند بر آنكه اشكال شده است بر آيات ناهيه از عمل به ظن به آنكه سيرهاى كه تمسك به آن شده براى تخصيص آيات حجيت آن سيره اول دعوى است چون تا امضاء شارع برآن نباشد حجيت ندارد و آيات ناهيه ممكن است بر رد آن سيره باشد و تخصيص سيره آيات را موجب دور است .
جواب آنكه گذشت عمل به سيره عمل بعلم است كه حكومت دارد بر آيات و برفرض حجيت سيره من باب ظاهر باشد نه عمل بعلم چون سيره متشرعه در ضمن سيره عقلا است از اين جهت علم به حجيّت آن ظن پيدا مىشود چون مىرسد آن سيره به زمان النبى صلى اللّه عليه و آله بلكه قبل از آن كما لا يخفى .
قوله و اما عن الاجماع فبان المحصل الخ .
اما جواب از اجماع اولا محصل آن براى ما حاصل نيست بلكه خلاف آن