فانه يقال انها و إن كانت كذلك الا انها لا تفيد الا فيما توافقت عليه و هو غير مفيد فى اثبات السلب كليا كما هو محل الكلام و مورد النقض و الابرام و انما تفيد عدم حجية الخبر المخالف للكتاب و السنة و الالتزام به ليس بضائر بل لا محيص عنه فى مقام المعارضة .
شرح
من كنت مولاه فهذا على مولاه كه اين جمله بتواتر از آن حضرت رسيده .
دوم تواتر معنوى مثل آنكه در جنگهاى متعدد شنيده شده امير المؤمنين عليه السلام هركدام از شجاعان جنگ را به هلاكت رسانيد كه هركدام الفاظ مختلفى دارند در جنگ حضرت بهلاك رسانيدن آن حضرت كفار را ولى در معنى متفقند و مىرسانند شجاعت آن حضرت را .
سوم تواتر اجمالى است كه نه تواتر لفظى است و نه تواتر معنوى است مثلا ما نحن فيه كه يقينا يك روايتى بر منع ظن رسيده از خبر از امام عليه السّلام در اين قسم سوم لازم است اخص آن روايات گرفته شود و لذا مصنف مىفرمايد .
فانه يقال انها و ان كانت كذلك الخ يعنى و لو تواتر اجمالى در اخبار ناهيه از ظن مىباشد و فايدهاى ندارد الا در جائى كه روايت صريحا مخالف كتاب و سنت باشد و اين معنى اثبات سلب كلى نمىنمايد كه محل كلام و محل نقض و ابرام مىباشد چون بحث آنست كه بقول آنها خبر واحد مطلق حجيت ندارد چه مخالف كتاب باشد و چه نباشد چه صحيح و چه غير صحيح .
و بنابراين بيانى كه نموديم اثبات مىكند عدم حجيت خبر واحدى كه مخالف كتاب و سنت است و آنكه اين قسم خبر حجيت ندارد و التزام به اين قسم از خبر مانعى ندارد بلكه چارهاى نداريم ما در مقام معارضه عمل به آن كنيم كما آنكه در محل خودش در باب تعارض خبرين خواهد آمد .