شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 185
نعم نسب الى المشهور حجية قول اللغوى بالخصوص فى تعيين الاوضاع و استدل لهم باتفاق العلماء بل العقلاء على ذلك حيث لا يزالون يستشهدون بقوله فى مقام الاحتجاج بلا انكار من احد و لو مع المخاصمة و اللجاج و عن بعض دعوى الاجماع على ذلك . [ مدرك حجيت قول لغوى و رد آن ] قوله نعم نسب الى المشهور الخ نسبت دادهاند بمشهور حجيت قول لغوى را و آنكه قول او از ظنون خاصه است و مدرك مشهور امورى است . اول آنكه لغوى از اهل خبره است نظير قول مهندس در قيمت ساختمان و رجوع بمجتهد در احكام شرعيه و غير آنها كه بناء عقلاء بر عمل بقول اهل خبره است بدون آنكه بايد عادل باشند يا تعدد در آنها و اما عدالة مجتهد بدليل خاص است . جواب آنكه رجوع باهل خبره به جهت آنست كه آنها رأى و اهل نظر مىباشند در امور حدسيه و لغوى اينچنين نيست و آنكه تعيين معناى حقيقى را از مجازى نمىكنند بلكه نهايت مرتبه آنها استقراء موارد استعمال لفظ مىنمايند در يك معنى يا در معانى و اين جهت احتياج بحدث و اجتهاد ندارد بلكه اخبار از امور حسيه مىباشد كه معتبر است در آن عدالت و تعدد نظير تعيين موضوعات خارجيه ديگر كه شاهد بايد عادل و متعدد باشد . جواب ديگر آنكه كتب لغت وضع نشده براى حقيقت و مجاز بلكه فقط براى موارد استعمالات لفظ است و الا بايد جميع لغات عربيه الا نادرا مجاز باشد دوم آنكه سيرهء علماء عملا رجوع بكتب لغت است براى دانستن معانى لغوى حتى در وقت احتجاج و مخاصمه اگر رجوع بكتب لغت مىشد طرف ديگر قبول مىنمود قول لغوى را بدون انكار جواب سيره در دليل سوم داده مىشود .