تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و ان كان لاجل الشك فيما هو الموضوع له لغة او المفهوم منه عرفا فالاصل يقتضى عدم حجية الظن فيه فانه ظن فى انه ظاهر و لا دليل الاعلى حجية الظواهر .
شرح
اگر اين معنى باشد البته قرينه موجود مؤثر واقع نمىشود چون يقينى نيست بلكه احتمالى است كما آنكه اين معنى را نسبت بمرحوم سيد مرتضى داده‌اند و اما اگر قائل شديم كه تعبد در بين عقلاء نيست و آنچه كه در باب الفاظ حجت است ظهور آنها است و قرينه موجود متصل بكلام ظهور لفظ را مىبرد و لذا لفظ مجمل مىشود و معاملهء مجمل با آن مىشود . مخفى نماند مراد از اصالة الحقيقة در كلام مصنف اصالة الظهور است و لو ظهور مجازى باشد و از قرينه پيدا بشود . قوله و ان كان لاجل الشك فيما الخ مخفى نماند بر آنكه ظهور يا ظهور افرادى است نظير ظهور لفظ صعيد بنا بر آنكه وضع آن براى مطلق وجه الارض باشد و يا ظهور تركيبى نظير جمله‌هاى قبل كه ذكر شد و على كل حال هركدام از آنها بايد احراز و يقين به آن حاصل شود و ظن غير معتبر مثبت آنها نيست . از اين جهت مصنف مىفرمايد شك در موضوع له لفظ لغة نظير لفظ صعيد يا وطن يا غناء و امثال آن و همچنين شك در مفهوم لفظ عرفا و لو معناى لغوى معلوم باشد نظير لفظ دابه كه آيا عرفا حمار و فرس است و لو لغة مطلق ما يدب على الارض مىباشد و در جائى كه لازم است نزح يعنى كشيدن آب چاه براى دابة پس اثبات آنها را به ظن صحيح نيست چون اصل عدم حجيت ظن است و اثبات ظهور بالظن در حكم شك است و آنچه كه حجيت دارد و نزد عقلاء قطع بظهور است نه غيره .