. . . . . . . . . .
شرح
القرآن سنة متبعة
الى ما ذكروه .
جواب آنكه انكار دارند تواتر قراءات را جماعتى از خاصه كالشيخ و الطبرسى و ابن طاوس و المحدث البحرانى و السيد نعمة اللّه الجزائرى و من العامة كالزمخشرى و غيره .
حاصل جواب آنكه اگر مراد از تواتر قرائت آن هفت نفر قراء باشد كه بتواتر بما رسيده بلا اشكال قول آنها حجيت ندارد اگر تواتر باشد فكيف به آنكه تواتر آنها معلوم نيست .
و اگر مراد تواتر آن باشد كه نبى صلى اللّه عليه و آله آن آيات را به هفت وجه خوانده و بتواتر بما رسيده اين معنى بلا اشكال صحيح نيست بلكه خلاف آن ثابت است و اگر تواتر ثابت شود ثبوت آن به ظن غير معتبر است و تواتر بايد قطعى باشد نه ظنى و مجرد حدس و اجتهاد مفيد يقين نيست و اگر قرائت سبع متواتر بود نبايد رد يكديگر بنمايد و اختلاف آنها دليل بر عدم تواتر است .
و اما اجماع معقول در محل خودش ثابت است كه حجيت ندارد فكيف به آن كه مخالف در بين مىباشد كما آنكه دانستى علاوه بر آنكه ممكن است مدرك آن اخبار مذكوره باشد .
و اما اخبار علاوه بر ضعف سند آنها معارض با قوى از آنها مىباشد مثل ما رواه الكلينى فى الحسن كالصحيح عن الفضيل بن يسار قال قلت لابى عبد اللّه عليه السّلام ان الناس يقولون ان القرآن نزل على سبعة احرف فقال كذبوا اعداء اللّه لكنه نزل على حرف واحد من عند الواحد و روى ايضا باسناده عن زرارة عن ابى جعفر عليه السّلام قال ان القرآن واحد نزل من عند واحد و لكن الاختلاف يجيء من قبل الرواة .
و ممكن است از سبعة احرف مراد سبعه لغات عرب باشد از قريش و هذيل