نعم لو كان الخلل المحتمل فيه او فى غيره بما اتصل به لاخل بحجيته لعدم انعقاد ظهور له حينئذ و ان انعقد له الظهور لو لا اتصاله .
ثم ان التحقيق ان الاختلاف فى القراءة بما يوجب الاختلاف فى
شرح
آيات احكام باشد يا قصص و مواعظ و غيره و محل ابتلاى هركدام از آن آيات نسبت به خود آن مىباشد كما آنكه حق همين است .
مخفى نماند اكثر جوابهاى مصنف از كلمات مرحوم شيخ گرفته شده است كما قيل فراجع جواب ششم آنكه برفرض تحريف واقع شده باشد در قرآن رواياتى كه وارد شده است از صادقين عليهما السلام كه امر فرمودهاند برجوع به قرآن و عمل به آن چون آن روايات بعد از تحريف است معلوم مىشود اگر تحريف باشد ضرر بظهور باقى مانده از آيات نمىرساند از اين جهت آيات باقيمانده حجت است .
قوله نعم لو كان الخلل المحتمل فيه الخ مخفى نماند قرينهاى كه متكلم مىآورد در كلام يا متصل است و يا منفصل كلام در اصل تحريف برگشت به قرينه منفصل مىباشد كه ظهور كلام به حال خود باقى است ولى قرينه منفصل حجيت ظهور را مىبرد و اما قرينه متصل اصلا ظهورى در كلام نيست و اگر قرينه متصل در آيات احكام و غيره باشد سالبه بانتفاع موضوع است يعنى ظهورى نيست تا حجت باشد قوله و ان انعقد له الظهور يعنى اگر قرينه متصل نبود در كلام آن كلام ظهورى براى آن بود نظير استثناء كه عقب جملاتى واقع شود كه ظهور جملات قبلى مىرود كما آنكه گذشت .