تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ضرورة ان الآيات التى يمكن أن تكون مرجعا فى باب تعارض الروايات او الشروط او يمكن ان يتمسك بها و يعمل بما فيها ليست الا ظاهرة فى معانيها و ليس فيها ما كان نصا كما لا يخفى .
شرح
و بيان شود آن و روايات ناهيه شامل آن مىشود در اين حال چاره‌اى نداريم جمع بين اين اخبار و بين اخبار ديگر كه متواتر رسيده است جواز تمسك به قرآن مثل خبر ثقلين كه از فريقين رسيده است قوله صلى اللّه عليه و آله انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى ما ان تمسكتم بهما لم تضلوا . و همچنين رواياتى كه رسيده است تمسك به قرآن و عمل به آن چيزى كه در قرآن است بشود و همچنين اخبار متعارضه و رد شروط مخالفه كه اخبار و شروط اگر مطابق قرآن شد بگيريد و اگر مخالف قرآن شد مردود است و غير اين موارد چاره‌اى نيست از آنكه رجوع كنيم به آن ظواهر قرآن نه خصوص نصوص قرآن و معناى نص آن لفظى است كه يك معنى برآن لفظ باشد و احتمال ديگرى در آن برده نشود بخلاف ظهور كه قبلا هر دو معنى گذشت . قوله ضرورة ان الآيات التى الخ ضرورى است كه آياتى كه ممكن است مراجعه بشود به آنها در باب تعارض روايات يا شروط يا تمسك به آنها اكثر آيات ظهور در معانى خود باشد و آنها در معناى خودشان نص نمىباشند كه اگر بنا بشود نصوص قرآن گرفته شود و طرح ظواهر بشود اين معنى حمل بر نادر است و صحيح نيست نزد عقلاء . دليل ششم اخباريها آنكه مقصود از قرآن شريف الفاظ آن مىباشد نه معانى آن مثل فواتح سور( الم ) *يا( ن )و( ق )و غيره و آيات قرآنى كنايه از اشيائى مىباشند كسى نمىفهمد آنها را مگر رسول اكرم و اوصيائه و صلوات اللّه عليهم و دلالت بر اين معنى