شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 16
و لا يخفى ان ذلك لا يكون بجعل جاعل لعدم جعل تأليفى حقيقة بين الشّيء و لوازمه بل عرضا يتبع جعله بسيطا و منفك از قطع نمىشود مثل زوجيت اربعه كه ممكن نيست از اربعه جدا شود و صريح وجدان شاهد است به اين تأثير و حاكم بر اين مطلب است و احتياج بمزيد بيان و اقامهء برهان نيست چون ذاتى بودن شىء علت را نمىخواهد مثلا حرارت آتش و چربى روغن چون ذاتى آنها است دليل نمىخواهد همچنين حجيت قطع و وجوب عمل برطبق آن چون ذاتى است دليل و مدرك نمىخواهد چون ادله و امارات ديگر غير قطع بايد آنها رجوع شود بقطع و الا دور و تسلسل است كما آنكه قبلا گذشت و هر دليلى و مدركى بعد از اينكه بقطع رسيد ، مدرك آن وجدان و بديهيات اوليه است كما آنكه مصنف بيان نمود . [ حجيت قطع ذاتى است نه جعل تكوينى و نه تشريعى دارد ] قوله و لا يخفى ان ذلك الخ مخفى نماند بعد از آنكه بيان شد كه حجيت قطع ذاتى است ممكن نيست جعل آن نه جعل تكوينى و نه جعل تشريعى نه اثباتا و نه نفيا . اما جعل تكوينى كه آن هم بر دو قسم است جعل تركيبى و تأليفى كه آن عبارت است حقيقتا از جعل لوازم ذاتيه شىء براى شىء به اين معنا كه مثلا ايجاد آتش و روغن بشود و بعد از آن حرارت آتش و چربى روغن كه از لوازم ذاتيه آنها مىباشد به آنها داده شود على نحو كان ناقصه چون بعد از آنى كه شىء وجود پيدا كرد لوازم ذاتيهء آن همراه او است نه اثبات آن ممكن است و نه نفى آن و جعل تكوينى . قسم دوم جعل بسيط است به اين معنا كه وجود شىء پيدا شود مثل آنكه ايجاد روغن يا ايجاد آتش شود كه لوازم ذاتيهء آن بالعرض و بالمجاز جعل شده است و خلق شده است قوله بل عرضا همين معنا است كه بيان شد .