تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
الامر الاول لا شبهة فى وجوب العمل على وفق القطع عقلا و لزوم الحركة على طبقه جزما
شرح
فحص و معارض و شرايط آنها را ندارد و ممكن نيست بر او و تمام آنها مختص بمجتهد است كه تحصيل شرايط آنها بنمايد . جواب آنكه فرقى ندارد بين مكلف مجتهد باشد يا مقلد چون قواعد عقلائيه بناى عقلا شامل هر دو مىشود و مقلد يكى از افراد عقلا ، و لذا ظهورات الفاظ و ظهور كلام مجتهد براى مقلد حجت است كما آنكه ظهورات كتاب و سنت براى مجتهد حجت است كما آنكه مجتهد بعض موارد متمكن از فحص نيست مثل حبس مجتهد و غيره همچنين مقلد و در اين موارد هيچ‌كدام نمىتوانند برائت جارى كنند . و حاصل آنكه فرق بين مجتهد و مقلد آنست كه متعلق قطع مقلد يا ظن او يا شك او از آنچه را كه فتوائى داده است مجتهد مىباشد بخلاف قطع و شك و ظن مجتهد كه متعلق آن حكم واقعى است يا ظاهرى و طريق آن كتاب و سنت و عقل است و آنچه را كه مقلد مىتواند تحصيل احكام شرعيه بنمايد با شرايطش عمل مىكند و آنچه را كه متمكن نيست از شرايط آن از فحص و معارضات ديگر رجوع بمجتهد مىكند بدليل وجوب افتاء و استفتاء و يا رجوع جاهل بعالم كما آنكه خود مجتهد هم در بعض موارد در معانى الفاظ عرفيه و عقلائيه رجوع بعرف و عقلا مىكند در موضوعات احكام علاوه بر آنكه قواعد فقهيه مسلمه مثل قاعده طهارت و نجاست و حليت و غيره مشترك است بين مجتهد و مقلد كما لا يخفى .

[ در بعض احكام قطع ]

[ امر اول در لزوم متابعت قطع است كه آيا لزوم عقلى يا بناء عقلاء يا فطرى است ]

قوله الامر الاول لا شبهة فى وجوب العمل الخ در بابت قطع چند امور ذكر مىشود : اول از آن امور لازم است متابعت قطع نمودن و عمل بوفق آن بجا آوردن عقلا مخفى نماند وجوب متابعت قطع از چند جهت گفته شده است آيا وجوب متابعت عقلى است يا بواسطهء بناى عقلا است يا آنكه ذاتى قطع است كما آنكه مصنف قائل است اما آنكه