و كونه موجبا لتنجز التكليف الفعلى فيما اصاب باستحقاق الذم و العقاب على مخالفته و عذرا فيما اخطأ قصورا
و تأثيره فى ذلك لازم و صريح الوجدان به شاهد و حاكم فلا حاجة الى مزيد بيان و اقامة برهان
شرح
آثار قطع بايد عمل بشود نه مقطوع مثلا در مثلى كه ذكر شد اگر خيال كرد كه آن اسد حيوان حلال گوشتى است فرار از آن نمىكند مكلف ، و لو واقعا اسد حقيقى باشد كما آنكه اگر گوسفندى را خيال كرد و قطع به آن پيدا كرد كه اسد است از آن فرار مىكند و لو واقعا گوسفند باشد از اينجا معلوم مىشود كه آثار قطع بايد عمل بشود نه مقطوع كما آنكه در موارد جهل مركب همين قسم است .
جواب آنكه آنچه را كه عقلا جلب منفعت مىنمايند و دفع ضرر مىكند آن چيز حقيقت اشياء است نه خيال و قطع به آنها آثار حقيقيه از حقيقت اشياء است نه خيال آنها است مثلا شيرينى كه رطوبت را مىبرد حقيقت قند يا نبات يا امثال آن مىباشد نه خيال آنها ، بله بعض موارد طريق اثبات آنها به خطا مىرود كما آنكه حجج و امارات غير قطع هم به همين قسم است كما لا يخفى .
قوله و كونه موجبا لتنجز الخ : قبلا بيان شد كه وجوب عمل بر وفق قطع ذاتى است و قطع به تكليف فعلى موجب به تنجيز آن تكليف مىشود در آنجائىكه قطع مطابق واقع باشد و مستحق ذم عقلا و عقاب از مولى بر مخالفت آن مىباشد و قطع عذر است براى مكلف در جائى كه خطاء برود و بواقع نرسد در جائى كه قصور مكلف باشد نه تقصير آن كما آنكه در اصول و امارات شرعيه به همين قسم است كما لا يخفى .
قوله و تأثيره فى ذلك الخ و تأثير قطع در وجوب حركت برطبق آن و حجيت آن لازم ذاتى است