شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 157
كما ان الظاهر عدم اختصاص ذلك به من قصد افهامه [ رد مرحوم صاحب قوانين در ظهورات و ادله آن ] قوله كما ان الظاهر عدم اختصاص ذلك الخ اين كلام رد است بر جهت اختلاف دوم مرحوم ميرزاى قمى رحمة اللّه عليه كه تفصيل قائل شده است يعنى ظاهر عمل عقلا تبعيت ظواهر است مطلقا بلكه مقطوع آنست كه فرقى نمىگذارند بين من قصد افهامه و غيره مدرك صاحب قوانين كه ذكر كردهاند از اين قرار است بيان نموده است منشأ اصالة الظهور اصالة عدم غفلت است در متكلم و سامع به جهت آنكه در جائى كه متكلم در مقام بيان باشد و سامع در مقام استماع و فهميدن مراد متكلم باشد در اين حال قرينهاى اگر بخلاف اراده متكلم ظاهر نشد و در كلام احتمال ارادهء خلاف ظاهر نمىرود آنكه متكلم عمدا قرينهاى را نياورده باشد كه آن خلاف فرض است يا آنكه متكلم غافل شده از نصب قرينه يا قرينهاى آورده است ولى مخاطب التفات به آن نداشته است غفلتا پس اصالت الظهور منشأ آن اصل عدم غفلت متكلم و مخاطب است و در اين حال كسى كه كلام متوجه او نمىباشد و قصد فهميدن متكلم به او ندارد مثل اشخاصى كه غائبند ، اصل عدم غفلت در آنها جارى نمىشود و از اين جهت ظهور كلام براى كسانى كه حضور در خطاب ندارند حجيت ندارد جواب از مرحوم ميرزاى قمى آنكه اصل عدم غفلت و لو در اشخاصى كه خاطر خطاب نمىباشند جارى نيست ولى اصل عدم غفلت منشأ براى اصالة الظهور نمىباشد بلكه هركدام از اينها اصلى برأسه مىباشند و بين آنها عموم و خصوص من وجه است چون اصالت عدم غفلت در فعل شخص بالغ عاقل جارى مىشود با اينكه اصالت ظهور جارى نيست و ايضا اصالة الظهور در كلام نبى صلّى اللّه عليه و آله و امام عليهم السّلام جارى است با اينكه