و اما كون التكرار لعبا و عبثا فمع انه ربما يكون لداع عقلائى ( عقلانى - خ ل ) انما يضر اذا كان لعبا بامر المولى لا فى كيفية اطاعته بعد حصول الداعى اليها كما لا يخفى هذا كله فى قبال ما اذا تمكن من القطع تفصيلا بالامتثال .
شرح
يا قصد تميز واجب از مستحب لازم نبوده در عبادت مدرك ديگر براى لزوم قصد وجه و تميز ادعاى اجماع شده در مقام .
جواب آنكه اجماعى كه ذكر شده در مقام احتمال دارد منشأ آن وجوهى باشد كه متكلمين ذكر نمودهاند پس اجماع تعبدى نمىباشد علاوه برآن اجماع منقول در محل خودش ثابت شده كه حجت نيست كما لا يخفى .
قوله و اما كون التكرار لعبا و عبثا الخ و جواب از آنكه تكرار لعب و عبث باشد بامتثال مولى در تمام امتثالها اينطور نيست بلكه بعض موارد تكرار عمل براى غرض عقلائى است مثلا كسى كه در يك محلى قبله براى او مشتبه است در دو طرف مخصوصا نماز صبح باشد و شغل زيادى برآن باشد در اين مورد ممكن است مكلف دو نماز صبح بجا بياورد و سؤال آنكه كدام طرف قبله است رفع يد كند در اين موارد داعى بر احتياط عقلانى است و ثانيا آنكه آوردن افرادى كه مأمور به نيستند واقعا اگرچه لعب و عبث است بامتثال مولى ولى آوردن آن افرادى كه مصداق واجب مىباشد در اين موارد لعب و عبث نمىباشد
و حاصل آنكه آوردن افراد غير مامور به و انضمام آنها با افراد مأمور براى تحصيل يقين بامتثال مولى و مقدمه علميه باشند آنها براى فراغ از تكليف يقينى در اين موارد مانعى ندارد و لعب و عبث بامتثال امر مولى نيست .
مخفى نماند جواب صحيح از اشكال سوم كه امتثال امر مولى لعب است همانست كه ما بيان نموديم و مصنف هم بيان نمود و اما جواب اول كه ممكن است