تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
مجرد اختبار و امتحان بوده كما آنكه امر فرموده خداى تعالى وحيا او الهاما بنبى خود بوقوع عذاب نظير عذاب قوم يونس يا غير عذاب نظير امر ابراهيم به ذبح اسماعيل از چيزهائى كه واقعا اراده واقعى نشده است و اين اخبار و اظهار دوام حكم براى حكمت و مصلحتى بوده . پس بداء در اين موارد كه خداى تعالى بيان نموده به معناى اظهار است و چيزى كه در ظاهر دوام داشته يا ظهور در ارادهء جدى داشته خلاف آن را خداى تعالى بيان نموده براى نبى خود و يا وليش پس بداء در تشريعيات و در تكوينيات بمعنى واحد است كه آن معنى اظهار ما ليس كذلك است براى مصلحت و حكمتى و در موارد مذكوره نسبت بداء را داده‌اند به خداى تعالى با آنكه بداء در آن موارد به معناى ابداء و اظهار است همچنان كه ذكر شد به جهت شباهت بداء بابداء و اظهار مجازا و در آنچه كه ذكر شد كافى است در باب نسخ و ادعى به تمام آنچه كه ذكر نموده‌اند در اين باب نيست كما لا يخفى على اولى الالباب . مخفى نماند براى توضيح مطالب مصنف مختصرى در باب بداء ما ذكر مىكنيم بنا بر آنچه كه بعض اعلام ذكر نموده‌اند اولا شيعه ملتزم ببداء هستند و اهل تسنن و عامه مخالف آن مىباشند و قائلند بر آنكه بداء در حق خداى تعالى مستلزم جهل است در ذات اقدس الهى تعالى اللّه عن ذلك . و از اين جهت نسبت داده‌اند به شيعه چيزى كه آنها برى هستند از آن و لكن نفهميدند معناى بدائى كه شيعه قائلند و براى توضيح اين مطلب مىگوييم اين عالم به تمام اشكال آن و تمام موجودات آن بيد قدرت ذات اقدس الهى است و علم حضرت بارى به تمام آن مىباشد در ازل و تمام آنها معلومات حضرت بارى تعالى مىباشد . و در جلد اول شرح در باب جبر و تفويض گذشت كه علم خداى تعالى به تمام ممكنات در ازل سبب نمىشود كه قدرت تعالى سلب شود از ممكنات بلكه