و توهم كونه ارتكازيا يدفعه عدم العلم به مع الالتفات اليه و التفتيش عن حاله مع حصول العلم به بذلك و الا فمن أين يعلم بثبوته كذلك كما هو واضح .
و ان أبيت الا عن وضع الادوات للخطاب الحقيقى فلا مناص عن التزام اختصاص الخطابات الالهية بأدوات الخطاب او بنفس توجيه الكلام بدون الأداة كغيرها بالمشافهين فيما لم يكن هناك قرينة على التعميم .
شرح
قوله و توهم كونه ارتكازيا .
اگر كسى اشكال كند در اين مورد كه تنزيل يا علاقه بين معنى حقيقى و مجازى اين معنى ارتكازى عقلاء است بين كلمات و محتاج به بيان نيست دفع مىكند اين اشكال را كه در حال التفات به اين معنى آن تنزيل و علاقه در ذهن نمىآيد حتى با تفتيش در اين معنى باز در ذهن نمىآيد كه اگر اين معنى مجازى ارتكازى بود بايد در حال التفات و تفتيش در ذهن بيايد و چون در حال تفتيش در ذهن نمىآيد معلوم مىشود حقيقت است استعمال و مجاز نيست كما اينكه اين مطلب واضح است .
قوله و ان ابيت الا ان وضع الادوات الخ .
اگر ابا و امتناع نموديد كه وضع حروف ندا و استفهام و غيره اينها براى خطاب طلب حقيقى است نه خطاب انشائى در اين مورد چارهاى ما نداريم كه ملتزم بشويم كه اين ادوات در وقتى حمل در خطاب حقيقى مىشود كه قرينه در بين نباشد .
و اما در موردى كه قرينهء در بين باشد مثل خطابات الهيه چه بادوات خطاب باشد مثل يا ايها الناس و يا ايها المؤمنون يا به غير ادات خطاب باشد مثل للّه على الناس حج البيت اين خطابات مثل ساير خطابات ملوكانه مىباشد كه جعل آنها