تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
لازمهء آن آنست كه متعلق آنها را مثل الذين يا الناس تخصيص بدهيم بحاضرين چون ادات بنابراين بيان وضع شده است براى خطاب حقيقى پس متعلق آنها هم تخصيص مىخورد و شامل غائبين و معدومين نمىشود كما آنكه اگر ارادهء عموم نموديم از ادوات ندا و خصوص خطاب حقيقى موضوع له آنها نباشد در اين حال شامل هم غائبين و معدومين مىشود . و حاصل آنكه اگر خطاب را حقيقى گرفتيم متعلق حروف نداء قهرا تخصيص مىخورد بحاضرين و اگر ادوات نداء را عموم گرفتيم نه خطاب حقيقى در اين حال شامل همه مىشود لكن ظاهر آنست كه مثل ادوات نداء اين‌ها وضعشان براى خطاب حقيقى نيست بلكه وضع شده‌اند براى خطاب ايقاعى انشائى . از اين جهت است كه بعضى موارد متكلم انشاء مىكند اين‌ها را و خطاب به آنها مىكند ولى داعى آن تحسر و تأسف و حزن است مثل
يا كوكبا ما كان اقصر عمره * و كذا تكون كواكب الاسحار
يا شوقا باشد مثل ايّا من لست انساه و امثال اين‌ها كما اينكه بعض موارد متكلم ايقاع انشائى مىكند بطلب حقيقى . پس بنابراين معنى سبب نمىشود استعمال اين ادات را در معنى حقيقى و موضوع له آنها خطاب حقيقى باشد بله بعيد نيست ادعاى ظهور كنيم ظهور انصرافى در خطاب حقيقى يعنى اگر جهات ديگر معلوم نيست حمل بر خطاب حقيقى مىشود كما اينكه حال در حروف استفهام و ترجى و تمنى و غير از اين‌ها مثل عرض و تخصيص اين‌ها هم تماما وضعشان براى انشاء ايقاعى است به دواعى مختلفه كما آنكه ما تحقيق كرديم اين مطلب را در مباحث سابقه در جلد اول فراجع . من باب مثل شخصى يك كيلو برنج مىخرد ممكن است داعى و غرض آن براى خود باشد ممكن است براى غير باشد هدية ممكن است براى امتحان سنگ بايع باشد و غير اين‌ها كه دواعى مختلف است همين قسم طلب انشائى است يك