اذا عرفت هذا فلا ريب فى عدم صحة تكليف المعدوم عقلا بمعنى بعثه او زجره فعلا ضرورة انه بهذا المعنى يستلزم الطلب منه حقيقة و لا يكاد يكون الطلب كذلك الا من الموجود ضرورة نعم هو بمعنى مجرد انشاء الطلب
شرح
يا عام است و شامل حال كسانى كه غايب از آن مجلس مىباشند مىشود بلكه شامل معدومين هم مىشود يا نه در اين مسئله خلاف است بين علماء و لا بد قبل از آنكه وارد در تحقيق مقام بشويم لازم است ما بيان كنيم آنچه را كه ممكن است محل نقض و ابرام و محل بحث بين علماء باشد پس مىگوييم محل نزاع در تكليفى كه در بردارد خطاب را مثل« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً »امثال اينها آيا صحيح است متعلق باشد اين خطابات بمعدومين و كسانى كه موجود نيستند عين همان خطابى كه متعلق است بموجودين يا صحيح نيست اين وجه اول .
وجه دوم خطاب بمعدومين و بغائبين آيا صحيح است به الفاظى كه وضع شده است از براى خطاب نظير يا ايها المؤمنون و قوا انفسكم كه ذكر شد يا آنكه توجه بدهيم كلام را به آنها بدون ادات خطاب مثل آنكه در قرآن وارد شده است و للّه على الناس حج البيت كه آيا به اين نحوه توجيه كلام صحيح است بغائبين و معدومين يا نه
وجه سوم آنكه الفاظى كه واقع است عقب ادات خطاب مثل الذين آمنوا بدون ياء خطاب آيا شامل غائبين و معدومين مىشود يا نمىشود كه موضوع له آن الفاظ عام باشد يا بخصوص حاضرين در مجلس تخاطب به قرينه ادات خطاب ، مخفى نماند نزاع در دو وجه اول نزاع عقلى است كه آيا عقلا جايز است خطاب بمعدومين يا نه بخلاف قسم سوم كه نزاع برگشت آن به لغوى است كه آيا در لغت اين الفاظ وضعشان عام است يا خاص مخفى نماند ثمرهء اين بحث مىآيد كما لا يخفى .
قوله اذا عرفت هذا فلا ريب الخ بعد از آنى كه بيان نموديم كه خطاب سه قسمت تصوير دارد شكى نيست كه