لا يقال لا يجدى صيرورتهما راجحين بذلك فى عباديتهما ضرورة كون وجوب الوفاء توصليا لا يعتبر فى سقوطه الا الاتيان بالمنذور بأى داع كان .
فانه يقال عباديتهما انما تكون لاجل كشف دليل صحتهما عن عروض عنوان راجح عليهما ملازم لتعلق النذر بهما هذا .
شرح
بدون نذر باطل است و در نذر صحيح است اين موارد بسه طريق صحيح است اول براى دليل خاصى است كه كشف مىكند از رجحان اينها در سفر و قبل از ميقات و ذاتا روزه در سفر يا احرام قبل از ميقات رجحان شرعى دارند و لكن از طرف ديگر مقترن بمانع مىباشد كه اگر اين مانع وجود نداشت استحباب آنها يا وجوب آنها مطلق بود و بواسطهء نذر موانع آنها برداشته مىشود .
دوم آنكه راجح بودن متعلق نذر بواسطهء نذر پيدا مىشود و لو قبل از نذر راجح نباشد كما آنكه دلالت بر اين مطلب مىكند آن چيزى كه مىفرمايد احرام قبل از ميقات مثل صلاة قبل از وقت است يعنى باطل است .
قوله لا يقال لا يجدى صيرورتهما الخ اشكال بر اين مطلب ما نشود كه مثل احرام قبل از ميقات و روزه در سفر به واسطه نذر آنها راجح مىشوند و عبادى مىشوند ولى وفاء به نذر توصلى است نه عبادى و سقوط منذور و آن فعلى كه متعلق نذر است به هر قصدى كه مكلف بياورد نذرش ساقط است .
فانه يقال جواب آنكه عباديت صوم در سفر و احرام قبل از ميقات به جهت كشف كردن دليلى است كه دلالت بر صحت آن مىنمايد و در وقت نذر عنوان راجحى بر آنها مترتب مىشود و اين عنوان ملازم متعلق نذر آنها است كما آنكه در عبادت مكروه گذشت در باب اجتماع امر و نهى طريق سوم آنكه قائل بتخصيص بشويم كه مصنف بيان مىكند .