لكنه حجة فى الأقل لأنه المتيقن فى البين فانقدح بذلك الفرق بين المتصل و المنفصل و كذا فى المجمل بين المتباينين و الأكثر و الأقل فلا تغفل .
شرح
و زيد مردد باشد بين دو نفر از علماء و زيادتر يا مخصص اقل و اكثر باشد در مخصص متصل پس در اين موارد اجمال مخصص سرايت مىكند بافراد عام مشكوك و آنها هم مجمل مىشوند .
اما اول كه مخصص منفصل باشد پس و لو ظهور عام به حال خود باقى است الا آنكه حجيت آن در افراد مشكوك از بين مىرود و حكما حجيت ندارد چون علم اجمالى داريم كه افراد مشكوك زيد تخصيص خورده .
و اما ثانى كه مخصص متصل باشد در آنجا اصلا ظهورى براى عام در افراد مشكوك منعقد نمىشود چون محفوف است كلام به چيزى كه نمىگذارد ظهور پيدا شود چه مخصص متصل اقل و اكثر باشد و چه متباينين .
قوله : لكنه حجة فى الاقل الخ .
يعنى مرتكب كبيره با صغيره يا يقين ديگر حتما خارج است از عام و لو خاص متصل باشد چون متيقن از عام است خروج آن پس ظاهر شد فرق مخصص متصل و مخصص منفصل با بيانات سابق ما و همچنين فرق متباينين و اقل و اكثر فلا تغفل بعضى قائلند كه فرق بين مخصص متصل و منفصل نيست بجهة آنكه مخصص منفصل و لو ظهور عام را نمىبرد ولى در واقع معارض با حجيت عام است و حجيت عام در مثل مرتكب صغيره مجمل است نظير مخصص متصل و هر دو مثل هم مىمانند در اجمال عام
جواب ظهور عام حجت است مادامىكه علم بخلاف نداشته باشيم و مخصص منفصل در اقل اصلا ظهورى ندارد تا آنكه معارض شود بلكه در اقل كه مرتكب صغيره باشد مجمل است كما آنكه گذشت پس تمسك بعام بلا معارض است .
مخفى نماند هركجا عام مجمل شد رجوع باصول عمليه مىشود كه آنها