فصل لا شبهة فى ان للعموم صيغة تخصه لغة و شرعا كالخصوص كما يكون ما يشترك بينهما و يعمهما ضرورة ان مثل لفظ كل و ما يرادفه فى اى لغة كان يخصه و لا يخص الخصوص و لا يعمه و لا ينافى اختصاصه به استعماله فى الخصوص عناية بادعاء انه العموم او بعلاقة العموم و الخصوص .
شرح
خلق اللّه الماء طهورا كه در اين مورد مطلق ماء طاهر است و اما اگر شك كرديم كه آيا عام استغراقى است يا عام مجموعى حمل بر استغراقى مىكنيم چون عام مجموعى لازمه آن آنست كه امور كثيرة را يك شىء واحد قرار دهيم و حكم روى موضوع واحد باشد و اصل عدم آن است و تفصيل آن را بعض اعلام بيان نمودهاند با جواب اشكالات فراجع .
قوله فصل لا شبهة فى ان للعموم صيغة الخ .
در اين فصل بيان مىشود كه عموم و خصوص هركدام صيغه دارند كه دال بر آنها مىكند بلكه الفاظ مشترك بين عموم و خصوص داريم مثل نكره در سياق نفى و اثبات و يا مثل اسم جنسى كه الف و لام درآيد كه ممكن است عهد ذهنى يا حضورى يا استغراقى باشد با قرينه .
پس مثل لفظ كل و آن لفظى كه مرادف كل است در هر لغتى باشد مثل لفظ همه و هر انسان در لغت فارسى اينها دال بر عموم مىباشد و مخصوص بخاص نمىباشند و نه آنكه هم دلالت بر عام كنند و هم دلالت بر خاص بلكه دال بر عمومند و منافات ندارد كه اين الفاظ وضعا و لغة حقيقت باشد بر عموم ولى استعمال بشود اين الفاظ در خصوص عنايتا و مجازا بادعاء آنكه اين خاص عام است در استعاره نظير آنكه بگوئى جاءنى كل الرجل يا به علاقه خصوص و عموم كما آنكه اين معنى در تمام حقيقت لغويه هست كه در غير معنى لغوى خودش مجازا استعمال مىشود بنابراين كسانى كه منكر الفاظ عموم مىباشند نظر به آنها نمىشود چون بعد از ضرورت كه در هر لغتى لفظ عموم داريم و ابطال ادله آنها جاى شك نيست .