تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و قد انقدح ان مثل شمول عشرة و غيرها لآحادها المندرجة تحتها ليس من العموم لعدم صلاحيتها بمفهومها للانطباق على كل واحد منها فافهم .
شرح
هر موضوعى حكمى دارد و اطاعت و عصيانى دارد . قسم سوم از عام آنست كه موضوع واحد است از افراد عام و يك حكم بيشتر نيست مثل اكرم رجلا ولى اين حكم على البدل تمام افراد رجل را مىگيرد و اگر يكى از آنها را امتثال كرد اطاعت نموده است و حكم ساقط مىشود كما آنكه ظاهر مىشود اين مطالب ما براى كسى كه دقت در نظر داشته باشد فتامل و هركدام از اين اقسام به واسطه قرائن معلوم مىشود . قوله و قد انقدح ان مثل الى آخر . از بيان سابق ما كه معنى عام را بيان نموديم معلوم شد كه مثل عشره و مائة و الف و غيره از اعداد آنها عام نيستند چون صلاحيت بر انطباق بر افراد خود ندارند بلكه افراد عشره و غيره اجزاء موضوع له العشرة مىباشند نه افراد آن نظير لفظ زيد مىماند كه وضع شده بر هيكل زيد بله عشرات و الوف دال برده‌ها مىكند و هزارها فافهم . مخفى نماند بر آنكه عام بدلى دو قسم داريم قسمى است كه به وضع است لغة مثل آنكه مولا به عبدش بگويد قدرى گوشت بخر از هر قصابى باشد اىّ قصاب . و قسم ديگر عام بدلى بمقدمات اطلاق است نظير آنكه بگويد اكرم رجلا كه بمقدمات حكمت اثبات مىكنيم كه هر رجلى را اكرام كرد كافى است . كما آنكه عام استغراقى هم دو قسم داريم . قسمى است كه وضعى است نظير آنكه بگويد اكرم جميع العلماء و امثال آن و قسم ديگر بمقدمات حكمت ثابت مىشود نظير احل اللّه البيع كه بمقدمات حكمت اثبات مىكنيم كه هر بيعى حلال و صحيح است و كذا قوله صلى اللّه عليه و آله
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 215 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى