و فائدة التحديد بها كسائر انحاء التقييد غير منحصرة بافادته كما مر فى الوصف .
[ آيا غايت داخل در مغيّا است يا نه ]
ثم إنّه فى الغاية خلاف آخر كما اشرنا اليه و هو انها هل هى داخلة فى المغيى بحسب الحكم او خارجة عنه و الأظهر خروجها لكونها من حدوده فلا تكون محكومة بحكمه و دخوله فى بعض الموارد انما يكون بالقرينة و عليه يكون كما بعدها بالنسبة الى الخلاف الأول كما انه على القول الآخر يكون محكومة بالحكم منطوقا .
شرح
داشته باشد الا ما خرج .
قوله و فائدة التحديد الخ .
اگر اشكال شود كه در غايت اگر مفهوم ندارد پس فايدهء آن چيست كه موضوع مقيد به غايت بشود جواب آنكه در بابت وصف گذشت كه قيدى را كه مىآورند در موضوع فوائدى دارد غير از مفهوم مثل اعتنا به محل وصف و غيره .
قوله ثم إنّه فى الغاية خلاف آخر الخ .
بعد در غايت خلاف آخرى هست كما آنكه قبلا اشاره شد به آن مثل سر من البصرة الى الكوفة آيا كوفه هم لازم است سير در آن يا حكم سير به اول كوفه تمام مىشود و غايت كه كوفه باشد خارج از مغيّا كه قبل از كوفه مىباشد اظهر آنست كه غايت كه كوفه باشد خارج است از حكم به جهت آنكه مثل كوفه حد است از براى لزوم سير يعنى كه لازم بود اولش از بصره و آخرش اول كوفه مىباشد و چون اين غايت حد حكم است حدود خارج از حكمند و محكوم به حكم ما قبل نمىشوند و داخل بودن غايت در بعض موارد به واسطه قرينه خاصه مىباشد .
پس بنا بر اينكه غايت داخل در مغيّا نباشد ما بعد غايت خلاف سابق مىآيد كه آيا مفهوم دارد يا نه و نفى سنخ حكم مىكند از غايت يا نه كما آنكه بنا بر قول