تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
لا يقال هذا لو كان النهى عنها دالا على الحرمة الذاتية و لا يكاد يتصف بها العبادة لعدم الحرمة بدون قصد القربة و عدم القدرة عليها مع قصد القربة بها الا تشريعا و معه تكون محرمة بالحرمة التشريعية لا محالة و معه لا تتصف بحرمة اخرى لامتناع اجتماع المثلين كالضدين .
شرح
براى قرب الهى داشته باشد . عبادتى كه حرام است و متعلق نهى مولا است چگونه صلاحيت براى اين تقرب دارد و چگونه ممكن است آن عمل را بياورد مكلف و قصد قربت كند با اينكه التفات به حرمت آن دارد و حاصل آنكه شىء كه سبب تقرب الى اللّه مىشود با اين حالى كه حرام است ممكن نيست مقرب الى اللّه باشد چون نه حسن فاعلى دارد و نه حسن فعلى كما آنكه گذشت بله اگر التفات به حرمت نداشته باشد نظير اضطرار يا جهل يا نسيان ممكن است صحيح باشد و اقسام آن گذشت فراجع . قوله لا يقال هذا لو كان النهى الخ . اشكال نشود بر اينكه نهى در عبادت در جائى است كه اين نهى حرمت ذاتيه داشته باشد كما آنكه اكثر نواهى شرعيه همين‌طور است و ممكن نيست نهى از اين عبادت نهى آن ذاتى باشد به جهت آنكه عملى كه بدون قصد قربت باشد آن عبادت نيست و مكلف بعد از آنى كه علم دارد كه اين عبادت منهى عنه است ممكن نيست بر او قصد كند و بدون قصد قربت نهى آن نهى تشريعى است نه نهى ذاتى و بنابراين حرمت عبادت در تمام موارد حرمت تشريعى است نه حرمت ذاتى و با آنكه اين عبادت حرمت تشريعى دارد ممكن نيست متصف شود اين عبادت به حرمت ديگرى كه آن حرمت ذاتى باشد كه اگر متصف به حرمت ديگرى بشود اجتماع مثلين لازم مىآيد مثل اجتماع ضدين و اين محال است .