تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
السابع لا يخفى انه لا اصل فى المسألة يعول عليه لو شك فى دلالة النهى على الفساد . نعم كان الأصل فى المسألة الفرعية الفساد لو لم يكن هناك اطلاق او عموم يقتضى الصحة فى المعاملة . و اما العبادة فكذلك لعدم الأمر بها مع النهى عنها كما لا يخفى .

[ متعلق در عبادات پنج قسم تصوير مىشود ]

الثامن ان متعلق النهى اما ان يكون نفس العبادة او جزئها او شرطها الخارج عنها او و صفها الملازم لها كالجهر و الاخفات للقراءة او و صفها الغير
شرح
قوله السابع لا يخفى انه الخ : هفتم از امور آنست كه اصلى در اين مسئله نداريم بعد از آنى كه از ادله طرفين صحت و فساد را ندانيم چون حالت سابقه ندارد صحت و فساد بله اصل در مسئله فرعيه در معاملات اگر اطلاق يا عموم نداشته باشيم كه دلالت بر صحت كند نظير احل اللّه البيع يا عموم مثل اوفوا بالعقود اگر اطلاق يا عموم نباشد اصل در معامله فساد است كما آنكه گذشت و همچنين اصل در عبادات هم فساد است چون در هر عبادتى عباديت آن يا بامر شارع است و يا بملاك امر كما آنكه در باب ضد گذشت و فرض آنست كه ما نحن فيه امرى ندارد و اگر ملاك امر باشد يا نهى با آن عبادات قهرا نهى مقدم است علاوه بر آنكه ملاك هم ندارند چون ملاك از اطلاق امر پيدا مىشود و در مورد اطلاقى نيست اين شك در جائى است كه در اصل عباديت شىء شك باشد و اما اگر شك در اجزاء و شرايط و موانع داشته باشيم بعد از آنكه مأمور به مسلم مىباشد اين شك همان مسئله اقل و اكثر ارتباطى معروف است كه آيا برائت شرعى است يا عقلى يا احتياط ان‌شاءالله تعالى خواهد آمد بحث با آن . قوله الثامن ان متعلق النهى الخ : هشتم از امور آنست كه متعلق نهى چند قسم مىشود .