[ مدرك ايام استظهار حائض كه واجب است ترك صلاة كند ]
هذا لو قيل بحرمتها الذاتية فى ايام الحيض و الا فهو خارج عن محل الكلام .
شرح
مورد اصلا ربطى بمقام ما ندارد به جهت آنى كه حرمت صلاة در ايام استظهار براى قانون قاعدهء امكان است كه از اخبار استفاده مىشود هر خونى كه ممكن است آن خون را خون حيض قرار دهيم بايد حكم به حيضيت آن خون بنمائيم با شرايط ديگر كه اين قاعده مسلم است در فقه .
و همچنين حرمت صلاة در ايام استظهار باستصحاب هم ثابت مىشود چون حالت سابقه اين زن حايض بوده است و فعلا شك در حيضيت آن داريم و استصحاب و قاعده امكان هر دو اثبات مىكنند كه اين خون حيض است پس حكم مىكنيم بجميع احكام حيض بر اين زن و يكى از احكام حيض حرمت صلاة است برآن پس حرمت صلاة براى اين دو دليلى است كه بيان نموديم قاعدهء امكان و استصحاب نه براى آنكه جانب حرمت را غلبه داده باشيم و بگوئيم مجرد تزاحم بين وجوب و حرمت مقدم باشد .
قوله هذا له قيل الخ : اين مطالبى كه بيان نموديم كه صلاة در ايام استظهار حرام است بنا بر آنست كه مجرد اين افعال صلاة ذاتا حرام باشد و لو زن حايض تمكن از طهارت هم نداشته باشد و اگر گفتيم كه صلاة حرمت ذاتى ندارد كما آنكه حق همين است بلكه اگر حرمت داشته باشد نيست مگر حرمت تشريعيه و در اين موارد اين افعال صلاة را كه زن حايض مىآورد و نسبت مىدهد كه شارع مقدس آن را خواسته و لو بدون طهارت اين تشريع محرم است و از محل بحث ما خارج است چون كلام در حرمت ذاتيه است .